کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 1

و منهم: سرای پردۀ اسرار و تمکین، و اساس اهل یقین ابوحمزه البغدادی البزاز، رضی الله عنه

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سرای پردۀ اسرار و تمکین، و اساس اهل یقین ابوحمزه البغدادی البزاز، رضی الله عنه

    انتخاب‌شده
  2. 2

    از کبرای متکلمان مشایخ بود و مرید حارث محاسبی بود و با سری صحبت داشته بود و از اقران نوری و خیر النساج بود، و با محتشمان مشایخ صحبت کرده بود. اندر مسجد رصافۀ بغداد عظت کردی. عالم بود به تفسیر و قرائت. روایاتش عالی بود اندر احادیث پیغمبر، علیه السلام و وی آن بود که اندر وقعت نوری و بلای وی با وی بوده بود، که خداوند تعالی جمله را خلاص داد. حکایت آن در شرح مذهب نوری بیارم، ان شاء الله عز و جل.

    #
  3. 3

    از وی می آید که گفت: «اذا سلمت منک نفسک فقد ادیت حقها، و اذا سلم منک الخلق قضیت حقوقهم.» چون تن تو از تو سلامت یافت حق وی بگزاردی، و چون خلق از تو سلامت یافتند حق های ایشان بگزاردی؛ یعنی حقوق دو است: یکی حق نفس تو بر تو، و یکی حق خلق بر تو. چون نفس را از معصیت منع کردی و طریقت سلامت آن جهانی وی طلب کردی، حق وی گزارده باشی، و چون خلق را از بد خود ایمن گردانیدی و بد ایشان نخواهی حق ایشان گزارده باشی. بکوش تا تو را و خلق را از تو بد نیفتد، آنگاه به حق گزاردن حق مشغول شو. والله اعلم.

    #
  4. 4

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 1 از «۵۵- ابوحمزه البغدادی البزاز، رضی الله عنه» است.