کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 3

از وی می آید که گفت: «اذا سلمت منک نفسک فقد ادیت حقها، و اذا سلم منک الخلق قضیت حقوقهم.» چون تن تو از تو سلامت یافت حق وی بگزاردی، و چون خلق از تو سلامت یافتند حق های ایشان بگزاردی؛ یعنی حقوق دو است: یکی حق نفس تو بر تو، و یکی حق خلق بر تو. چون نفس را از معصیت منع کردی و طریقت سلامت آن جهانی وی طلب کردی، حق وی گزارده باشی، و چون خلق را از بد خود ایمن گردانیدی و بد ایشان نخواهی حق ایشان گزارده باشی. بکوش تا تو را و خلق را از تو بد نیفتد، آنگاه به حق گزاردن حق مشغول شو. والله اعلم.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سرای پردۀ اسرار و تمکین، و اساس اهل یقین ابوحمزه البغدادی البزاز، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از کبرای متکلمان مشایخ بود و مرید حارث محاسبی بود و با سری صحبت داشته بود و از اقران نوری و خیر النساج بود، و با محتشمان مشایخ صحبت کرده بود. اندر مسجد رصافۀ بغداد عظت کردی. عالم بود به تفسیر و قرائت. روایاتش عالی بود اندر احادیث پیغمبر، علیه السلام و وی آن بود که اندر وقعت نوری و بلای وی با وی بوده بود، که خداوند تعالی جمله را خلاص داد. حکایت آن در شرح مذهب نوری بیارم، ان شاء الله عز و جل.

    #
  3. 3

    از وی می آید که گفت: «اذا سلمت منک نفسک فقد ادیت حقها، و اذا سلم منک الخلق قضیت حقوقهم.» چون تن تو از تو سلامت یافت حق وی بگزاردی، و چون خلق از تو سلامت یافتند حق های ایشان بگزاردی؛ یعنی حقوق دو است: یکی حق نفس تو بر تو، و یکی حق خلق بر تو. چون نفس را از معصیت منع کردی و طریقت سلامت آن جهانی وی طلب کردی، حق وی گزارده باشی، و چون خلق را از بد خود ایمن گردانیدی و بد ایشان نخواهی حق ایشان گزارده باشی. بکوش تا تو را و خلق را از تو بد نیفتد، آنگاه به حق گزاردن حق مشغول شو. والله اعلم.

    انتخاب‌شده
  4. 4

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «۵۵- ابوحمزه البغدادی البزاز، رضی الله عنه» است.