کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

از وی می آید که گفت در معنی قول خدای، عز وجل، قل للمومنین یغضوا من ابصارهم (۳۰/النور):«ای ابصار الرووس عن المحارم و ابصار القلوب عما سوی الله.» بگو مر مومنان را تا چشم سر نگاه دارند از نظر به شهوت، و چشم دل نگاه دارند از انواع فکرت به جز اندیشۀ رویت. پس متابعت شهوت و ملاحظۀ محارم از غفلت است و مصیبت مهین مر اهل غفلت را آن است که از عیوب خود جاهل باشند. و آن که این جا جاهل بود آن جا جاهل بود؛ لقوله، تعالی: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی (۷۲/الاسراء).» و به حقیقت تا حق تعالی ارادت شهوت از دل کسی پاک نکند، چشم سر از غوامض آن محفوظ نگردد و تا ارادت خود اندر دل کسی اثبات نکند، چشم سر از نظر به غیر محفوظ نگردد.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: سکینۀ احوال، و سفینۀ مقال، ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از بزرگان و مذکوران مشایخ بود. روزگاری مهذب و وقتی مطیب داشت با حق تعالی. و وی را اشارات لطیف است و ستوده؛ کما قال واحد من المشایخ المتاخرین: «ثلاثه من عجائب الدنیا: اشارات الشبلی، و نکت المرتعش، و حکایات جعفر.»

    #
  3. 3

    وی از کبار قوم و سادات اهل طریقت بود. ابتدا پسر حاجب الحجاب خلیفه بود. اندر مجلس خیر النساج رحمه الله توبه کرد؛ و تعلق ارادت به جنید کرد و بسیاری از مشایخ را دیده بود.

    #
  4. 4

    از وی می آید که گفت در معنی قول خدای، عز وجل، قل للمومنین یغضوا من ابصارهم (۳۰/النور):«ای ابصار الرووس عن المحارم و ابصار القلوب عما سوی الله.» بگو مر مومنان را تا چشم سر نگاه دارند از نظر به شهوت، و چشم دل نگاه دارند از انواع فکرت به جز اندیشۀ رویت. پس متابعت شهوت و ملاحظۀ محارم از غفلت است و مصیبت مهین مر اهل غفلت را آن است که از عیوب خود جاهل باشند. و آن که این جا جاهل بود آن جا جاهل بود؛ لقوله، تعالی: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی (۷۲/الاسراء).» و به حقیقت تا حق تعالی ارادت شهوت از دل کسی پاک نکند، چشم سر از غوامض آن محفوظ نگردد و تا ارادت خود اندر دل کسی اثبات نکند، چشم سر از نظر به غیر محفوظ نگردد.

    انتخاب‌شده
  5. 5

    از وی همی آید که: روزی به بازار اندر آمد. قومی گفتند: «هذا مجنون.» وی گفت، رضی الله عنه: «انا عندکم مجنون و انتم عندی اصحاء، فزاد الله فی جنونی وزاد فی صحتکم.»

    #
  6. 6

    من به نزدیک شما دیوانه ام و شما به نزدیک من هشیار. جنون من از شدت محبت است و صحت شما از غایت غفلت.پس خداوند اندر دیوانگی من زیادت کناد تا قربم در قرب زیادت شود و در هشیاری شما زیادت کناد تا بعدتان بر بعد زیادت گردد.

    #
  7. 7

    و این قول از غیرت بود؛ که تا خود چرا کسی اندر آن درجه باشد که دوستی را از دیوانگی فرق نکند. والله اعلم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «۵۷- ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی، رضی الله عنه» است.