کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

وی روایت کندکه: به نزدیک جنید اندر آمدم. وی را یافتم اندر تب. گفتم: «ای استاد، بگوی تا حق تعالی تو را شفا فرستد.» گفت: «دوش می گفتم، به سرم ندا کردند که: تن ملک ماست، خواهیم درست داریم خواهیم بیمار. تو کیستی که میان ما و ملک ما دخل کنی؟ تصرف خود منقطع گردان تا بنده باشی.» والله اعلم بالصواب.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: حاکی احوال اولیا، به الطف اقوال و ادا، ابومحمد جعفر بن نصیر الخلدی، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    از کبار اصحاب جنید بود و قدمای ایشان. اندر فنون علم متبحر بود و حافظ انفاس مشایخ، و راعی حقوق ایشان بود. وی را کلام عالی است اندر هر فن، و مر ترک رعونت را هر مساله ای اندر حکایتی باز بسته است و حوالۀ آن به کسی دیگر کرده.

    #
  3. 3

    از وی می آید که گفت: «التوکل استواء القلب عند الوجود والعدم.» توکل آن بود که وجود و عدم رزق به نزدیک دلت یکسان شود به وجود رزق خرم نشوی و به عدم آن اندوهگین نگردی؛ از آن چه تن ملک مالک است و به پرورش و هلاک وی حق تعالی اولی تر، چنان که خواهد می دارد. تو اندر میانه دخل مکن، و ملک به مالک سپار و تصرف خود منقطع گردان.

    #
  4. 4

    وی روایت کندکه: به نزدیک جنید اندر آمدم. وی را یافتم اندر تب. گفتم: «ای استاد، بگوی تا حق تعالی تو را شفا فرستد.» گفت: «دوش می گفتم، به سرم ندا کردند که: تن ملک ماست، خواهیم درست داریم خواهیم بیمار. تو کیستی که میان ما و ملک ما دخل کنی؟ تصرف خود منقطع گردان تا بنده باشی.» والله اعلم بالصواب.

    انتخاب‌شده
  5. 5

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «۵۸- ابومحمدجعفربن نصیر الخلدی، رضی الله عنه» است.