نثر · شماره 3
از وی می آید که گفت: «التوحید ان لایخطر بقلبک مادونه.» توحید آن بود که دون حق را بر دلت خطر نبود، و خاطر مخلوقات را بر سرت گذر نباشد و مر صفو معاملتت را کدر نباشد؛ از آن چه اندیشۀ غیر از اثبات ایشان باشد و چون غیر ثابت شد حکم توحید ساقط گشت.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و منهم: خزینۀ توحید و سمسار تفرید، ابوالعباس القاسم بن مهدی السیاری، رضی الله عنه
# - 2
از ائمۀ وقت بود و عالم به علوم ظاهر و حقایق. صحبت ابوبکر واسطی کرده بود و از مشایخ بسیار ادب گرفته اظرف قوم بود اندر صحبت و ازهد ایشان اندر آفت. وی را کلام عالی است و تصانیف ستوده.
# - 3
از وی می آید که گفت: «التوحید ان لایخطر بقلبک مادونه.» توحید آن بود که دون حق را بر دلت خطر نبود، و خاطر مخلوقات را بر سرت گذر نباشد و مر صفو معاملتت را کدر نباشد؛ از آن چه اندیشۀ غیر از اثبات ایشان باشد و چون غیر ثابت شد حکم توحید ساقط گشت.
انتخابشده - 4
و اندر ابتدا وی از خاندان علم و ریاست بود، و از اهل مرو اندر جاه، کس را بر اهل بیت وی تقدم نبود. از پدر میراث بسیار یافت. جمله بداد و دو تاره موی پیغمبر صلی الله علیه بستد. خداوند تعالی به برکت آن وی را توبه داد و به صحبت ابوبکر واسطی رحمهالله علیه افتاد، و به درجتی رسید که امام صنفی از متصوفه شد و چون از دنیا برون خواست شد، وصیت کرد تا آن موی ها اندر دهان وی نهادند و امروز گور او به مرو ظاهر است و مردمان به حاجت خواستن آن جا روند و مهمات از آن جا طلبند و مجرب است. والله اعلم.
# - 5#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «۶۰- ابوالعباس القاسم بن مهدی السیاری، رضی الله عنه» است.