نثر · شماره 8
و از این جنس از وی متواتر است و مراد ما نه این است. والله اعلم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
و از شیخ بومسلم فارسی شنیدم که: مرا با وی خصومتی می بود. وقتی قصد وی کردم،و مرقعه ای داشتم از وسخ چون دوال گشته. چون به نزدیک وی اندر آمدم وی را یافتم بر سریر نشسته و دقی مصری پوشیده. با خود گفتم: «این مرد دعوی فقر کندبا این همه علایق، و من دعوی فقر کنم با این همه تجرید! مرا چگونه موافقت باشد با این مرد؟!» وی بر آن اندیشۀ من مشرف شد، سر برآورد و گفت: «یا با مسلم، فی ای دیوان وجدت من کان قلبه قائما فی مشاهده الحق یقع علیه اسم الفقر؟ یا ابومسلم، اندر کدام دیوان یافتی که چون کسی را دل اندر مشاهدت حق قایم بود بر وی نام فقر بود؟ یعنی اصحاب مشاهدت اغنیااند به حق و فقرا ارباب مجاهدات اند» گفت: من اندر پنداشت خود پشیمان شدم و از اندیشۀ ناخوب استغفار کردم.
# - 6
از وی می آید که گفت: «التصوف قیام القلب مع الله بلاواسطه.» تصوف قیام دل بود با حق تعالی بی واسطه، و این اشارت هم به مشاهدت باشد و مشاهدت غلبۀ دوستی بود و استغراق صفت اندر تحقیق شوق رویت و فنای صفت به بقای حق. و اندر کتاب الحج اندر مشاهدت و وجود آن بابی بیارم، ان شاء الله، عز و جل.
# - 7
وقتی از نشابور قصد طوس داشت، و اندر آن عقبه ای سخت سرد بود و پایش اندر موزه می فسرد. درویشی گفت: من اندیشه کردم که این فوطه به دو نیم کنم و در پایش پیچم. دلم نداد؛ که فوطه ای سخت نیکو بود. چون به طوس آمدیم اندر مجلس ازوی سوال کردم که:«شیخ ما را فرقی کند میان وسواس شیطانی، و الهام حق؟» گفت: «الهام آن بود که تو را گفتند: فوطه پاره کن تا پای بوسعید سرد نیابد، وسواس آن که ترامنع کرد.»
# - 8
و از این جنس از وی متواتر است و مراد ما نه این است. والله اعلم.
انتخابشده - 9
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «۵- ابوسعید فضل الله بن محمد المیهنی، رضی الله عنه» است.