کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 6

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    از وی شنیدم که گفت: «مثل الصوفی کعله البرسام اوله هذیان فاذا تمکنت خرست.»

    #
  2. 4

    ماننده کرد صوفی را به علت برسام که ابتدای آن هذیان گفتن بود و انتهاش سکونت اندر آن. پس صفوت را دو طرف است: یکی وجد، و دیگر نمود. نمود مبتدیان را بود، و اندر نمود عبارت از نمود هذیان بود و وجد منتهبان را بود. و اندر وجد عبارت از وجد محال باشد. پس تا طالب اند به علو همت ناطق اند اندر همت و نطق همم مر اهل منیت را هذیان نماید و چون رسیدند به رسیدن نیزشان عبارت و اشارت نماند.

    #
  3. 5

    و مثال این آن است که چون موسی علیه السلام مبتدی بود همه همتش رویت بود، از همت عبارت کرد؛ لقوله، تعالی: «ارنی انظر الیک (۱۴۳/الاعراف).» این عبارت از نایافت مقصود هذیان نمود و رسول ما صلی الله علیه و سلم منتهی بود و متمکن. چون شخصش به مقام همت رسید، همتش فانی شد، گفت: «لااحصی ثناء علیک.» و این منزلتی رفیع و مقامی عالی است.

    #
  4. 6

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «۷- ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن القشیری، رضی الله عنه» است.