کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

و من از وی شنیدم که گفت: «آن چه بزرگان را به تقطیع بوادی و مفاوز روی نمود، من اندر بالش و صدر یافتم.» و آنان که اصحاب رعونت اند این قول از آن پیر به دعوی بردارند، و آن از نقص کیاست ایشان بود؛ که به هیچ حال عبارت از صدق حال خود دعوی نبود، خاصه که با اهل بود.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و منهم: رئیس اولیا، و ناصح اهل صفا، ابواحمد المظفر بن احمدبن حمدان، رضی الله عنه

    #
  2. 2

    اندر بالش ریاست خداوند عز و جل در این قصه بروی بگشاد و تاج کرامت بر سر وی نهاد. و وی را بیانی نیکو بود و عبارتی عالی اندر فنا و بقا.

    #
  3. 3

    و شیخ المشایخ ابوسعید رحمهالله علیه گفت که: «ما را به درگاه از راه بندگی بردند و شیخ مظفر را از راه خداوندی؛ یعنی ما به مجاهدت مشاهدت یافتیم، وی از مشاهدت به مجاهدت آمد.»

    #
  4. 4

    و من از وی شنیدم که گفت: «آن چه بزرگان را به تقطیع بوادی و مفاوز روی نمود، من اندر بالش و صدر یافتم.» و آنان که اصحاب رعونت اند این قول از آن پیر به دعوی بردارند، و آن از نقص کیاست ایشان بود؛ که به هیچ حال عبارت از صدق حال خود دعوی نبود، خاصه که با اهل بود.

    انتخاب‌شده
  5. 5

    و امروز ورا خلفی نیکو مانده است و بزرگوار، خواجه احمد، سلمه الله.

    #
  6. 6

    روزی من به نزدیک وی بودم و یکی از مدعیان نسابور به نزدیک وی بود. می گفت اندر میان عبارتش که: «فانی شود آنگاه باقی شود.» خواجه مظفر گفت رحمهالله علیه که: «بر فنا چگونه بقا صورت گیرد؟ که فنا عبارت از نیستی بود، و بقا اشارت به هستی و هر یکی از این نفی کنندۀ صاحب خود، یعنی ضد خود بود. پس فنا معلوم است اما چون نیست بود، اگر هست شود آن نه آن عین بود؛ که آن خود چیزی دیگر بود. و روا نباشد که ذوات فانی شود، اما فنای صفت روا بود و فنای سبب. پس چون صفت و سبب فانی شود موصوف و مسبب بماند. فنا بر ذات وی روا نباشد.»

    #
  7. 7

    و علی بن عثمان الجلابی رضی الله عنه گوید که: من عبارت آن خواجه بعین یاد نداشتم، اما معنی آن عبارت این بود که یاد کردم و مراد عبارت ظاهر کنم تا عام تر شود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «۱۰- ابواحمد المظفر بن احمدبن حمدان، رضی الله عنه» است.