نثر · شماره 4
و بدان که توبه اندر لغت به معنی رجوع باشد؛ چنان که گویند: «تاب، ای رجع.» پس بازگشتن از نهی خداوند تعالی بدانچه خوب است از امر خداوند تعالی حقیقت توبه بود و پیغمبر گفت،علیه السلام: «الندم توبه. پشیمانی توبه باشد.» و این لفظی است که شرایط توبه بجمله اندر این مودع است؛ از آن چه یک شرط توبه را اسف است بر مخالفت و دیگر اندر حال ترک زلت، و سدیگر عزم ناکردن به معاودت به معصیت و این هر سه شرط اندر ندامت بسته است؛ که چون ندامت به حاصل آمد اندر دل این دو شرط دیگر تبع آن باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که اول مقام سالکان طریق حق توبه است؛ چنان که اول درجۀ طالبان خدمت طهارت؛، کما قال الله، تعالی: «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا (۸/التحریم).» و نیز گفت: «وتوبوا الی الله جمیعا (۳۱/النور).» و رسول صلی الله علیه و سلم گفت: «ما من شیء احب الی الله من شاب تائب. نیست چیزی بر خداوند تعالی دوست تر از جوانی توبه کرده.» و نیز گفت، صلی الله علیه: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له»، ثم قال: «اذا احب الله عبدا لم یضره ذنب.» ثم تلا: «ان الله یحب التوابین (۲۲۲/البقره).»
# - 2
: «تائب از گناه بی گناه شود و چون خدای تعالی بنده ای را دوست دارد گناه وی را زیان ندارد.» گفتند: «علامت توبه چیست؟» گفتا: «ندامت.»
# - 3
اما آن چه گفت: «گناه مر دوستان را زیان ندارد»؛ یعنی بنده به گناه کافر نشود و اندر ایمانش خلل در نیاید و چون سرمایه را گناه زیان ندارد زیان معصیتی که عاقبت آن نجات باشد، به حقیقت زیان نباشد.
# - 4
و بدان که توبه اندر لغت به معنی رجوع باشد؛ چنان که گویند: «تاب، ای رجع.» پس بازگشتن از نهی خداوند تعالی بدانچه خوب است از امر خداوند تعالی حقیقت توبه بود و پیغمبر گفت،علیه السلام: «الندم توبه. پشیمانی توبه باشد.» و این لفظی است که شرایط توبه بجمله اندر این مودع است؛ از آن چه یک شرط توبه را اسف است بر مخالفت و دیگر اندر حال ترک زلت، و سدیگر عزم ناکردن به معاودت به معصیت و این هر سه شرط اندر ندامت بسته است؛ که چون ندامت به حاصل آمد اندر دل این دو شرط دیگر تبع آن باشد.
انتخابشده - 5
و ندامت را سه سبب باشد؛ چنان که توبه را: یکی خوف عقوبت بر دل سلطان شود و اندوه کرده ها بر دل صورت گیرد ندامت حاصل آید و دیگر آن که ارادت نعمت بر دل مستولی شود معلوم گردد که به فعل بدو نافرمانی آن نیابد از آن پشیمان شود به امید آن که بیابد و سدیگر شرم خداوند شاهد شود واز مخالفت پشیمان گردد. پس یکی از این سه تایب بود و یکی منیب و یکی اواب.
# - 6
و توبه را سه مقام است: یکی توبه، و دیگر انابت و سدیگر اوبت. توبه خوف عقاب را، انابت طلب ثواب را، اوبت رعایت فرمان را؛ از آن چه توبه مقام عامۀ مومنان است و آن از کبیره بود؛ لقوله تعالی: «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا (۸/التحریم).» و انابت مقام اولیاست و مقربان؛ لقوله، تعالی: «من خشی الرحمن بالغیب وجاء بقلب منیب (۳۳/ق).» و اوبت مقام انبیاست و مرسلان؛ لقوله، تعالی: «نعم العبد انه اواب (۳۰/ص).»
# - 7
پس توبه رجوع از کبایر بود به طاعت، و انابت رجوع از صغایر به محبت و اوبت رجوع از خود به خداوند،تعالی. فرق میان آن که از فواحش به اوامر رجوع کند و از آن آن که از لمم و اندیشه به محبت رجوع کند و میان آن که از خودی خود به حق رجوع کند، ظاهر است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «باب التوبه و ما یتعلق بها» است.