کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 6

و توبه را سه مقام است: یکی توبه، و دیگر انابت و سدیگر اوبت. توبه خوف عقاب را، انابت طلب ثواب را، اوبت رعایت فرمان را؛ از آن چه توبه مقام عامۀ مومنان است و آن از کبیره بود؛ لقوله تعالی: «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا (۸/التحریم).» و انابت مقام اولیاست و مقربان؛ لقوله، تعالی: «من خشی الرحمن بالغیب وجاء بقلب منیب (۳۳/ق).» و اوبت مقام انبیاست و مرسلان؛ لقوله، تعالی: «نعم العبد انه اواب (۳۰/ص).»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    اما آن چه گفت: «گناه مر دوستان را زیان ندارد»؛ یعنی بنده به گناه کافر نشود و اندر ایمانش خلل در نیاید و چون سرمایه را گناه زیان ندارد زیان معصیتی که عاقبت آن نجات باشد، به حقیقت زیان نباشد.

    #
  2. 4

    و بدان که توبه اندر لغت به معنی رجوع باشد؛ چنان که گویند: «تاب، ای رجع.» پس بازگشتن از نهی خداوند تعالی بدانچه خوب است از امر خداوند تعالی حقیقت توبه بود و پیغمبر گفت،علیه السلام: «الندم توبه. پشیمانی توبه باشد.» و این لفظی است که شرایط توبه بجمله اندر این مودع است؛ از آن چه یک شرط توبه را اسف است بر مخالفت و دیگر اندر حال ترک زلت، و سدیگر عزم ناکردن به معاودت به معصیت و این هر سه شرط اندر ندامت بسته است؛ که چون ندامت به حاصل آمد اندر دل این دو شرط دیگر تبع آن باشد.

    #
  3. 5

    و ندامت را سه سبب باشد؛ چنان که توبه را: یکی خوف عقوبت بر دل سلطان شود و اندوه کرده ها بر دل صورت گیرد ندامت حاصل آید و دیگر آن که ارادت نعمت بر دل مستولی شود معلوم گردد که به فعل بدو نافرمانی آن نیابد از آن پشیمان شود به امید آن که بیابد و سدیگر شرم خداوند شاهد شود واز مخالفت پشیمان گردد. پس یکی از این سه تایب بود و یکی منیب و یکی اواب.

    #
  4. 6

    و توبه را سه مقام است: یکی توبه، و دیگر انابت و سدیگر اوبت. توبه خوف عقاب را، انابت طلب ثواب را، اوبت رعایت فرمان را؛ از آن چه توبه مقام عامۀ مومنان است و آن از کبیره بود؛ لقوله تعالی: «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا (۸/التحریم).» و انابت مقام اولیاست و مقربان؛ لقوله، تعالی: «من خشی الرحمن بالغیب وجاء بقلب منیب (۳۳/ق).» و اوبت مقام انبیاست و مرسلان؛ لقوله، تعالی: «نعم العبد انه اواب (۳۰/ص).»

    انتخاب‌شده
  5. 7

    پس توبه رجوع از کبایر بود به طاعت، و انابت رجوع از صغایر به محبت و اوبت رجوع از خود به خداوند،تعالی. فرق میان آن که از فواحش به اوامر رجوع کند و از آن آن که از لمم و اندیشه به محبت رجوع کند و میان آن که از خودی خود به حق رجوع کند، ظاهر است.

    #
  6. 8

    و اصل توبه از زواجر حق تعالی باشد و بیداری دل از خواب غفلت و دیدن عیب حالی، و چون بنده تفکر کند اندر سوء احوال و قبح افعال خود و از آن خلاص جوید، حق تعالی اسباب توبه بر وی سهل گرداند و وی را از شومی معصیت وی برهاند و به حلاوت طاعت برساند.

    #
  7. 9

    و روا باشد به نزدیک اهل سنت و جماعت و جملۀ مشایخ معرفت که کسی از یک گناه توبه کند و گناهان دیگر می کند، خداوند تعالی بدانچه وی از آن یک گناه باز بوده است وی را ثواب دهد و باشد که به برکات آن از گناهان دیگرش باز آرد؛ چنان که شخصی میخواره و زانی باشد از زنا توبه کند و بر می خوردن مصر می باشد توبۀ وی از آن یک گناه درست باشد با ارتکابش بر این گناه دیگر.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «باب التوبه و ما یتعلق بها» است.