کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 9

و روا باشد به نزدیک اهل سنت و جماعت و جملۀ مشایخ معرفت که کسی از یک گناه توبه کند و گناهان دیگر می کند، خداوند تعالی بدانچه وی از آن یک گناه باز بوده است وی را ثواب دهد و باشد که به برکات آن از گناهان دیگرش باز آرد؛ چنان که شخصی میخواره و زانی باشد از زنا توبه کند و بر می خوردن مصر می باشد توبۀ وی از آن یک گناه درست باشد با ارتکابش بر این گناه دیگر.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 6

    و توبه را سه مقام است: یکی توبه، و دیگر انابت و سدیگر اوبت. توبه خوف عقاب را، انابت طلب ثواب را، اوبت رعایت فرمان را؛ از آن چه توبه مقام عامۀ مومنان است و آن از کبیره بود؛ لقوله تعالی: «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا (۸/التحریم).» و انابت مقام اولیاست و مقربان؛ لقوله، تعالی: «من خشی الرحمن بالغیب وجاء بقلب منیب (۳۳/ق).» و اوبت مقام انبیاست و مرسلان؛ لقوله، تعالی: «نعم العبد انه اواب (۳۰/ص).»

    #
  2. 7

    پس توبه رجوع از کبایر بود به طاعت، و انابت رجوع از صغایر به محبت و اوبت رجوع از خود به خداوند،تعالی. فرق میان آن که از فواحش به اوامر رجوع کند و از آن آن که از لمم و اندیشه به محبت رجوع کند و میان آن که از خودی خود به حق رجوع کند، ظاهر است.

    #
  3. 8

    و اصل توبه از زواجر حق تعالی باشد و بیداری دل از خواب غفلت و دیدن عیب حالی، و چون بنده تفکر کند اندر سوء احوال و قبح افعال خود و از آن خلاص جوید، حق تعالی اسباب توبه بر وی سهل گرداند و وی را از شومی معصیت وی برهاند و به حلاوت طاعت برساند.

    #
  4. 9

    و روا باشد به نزدیک اهل سنت و جماعت و جملۀ مشایخ معرفت که کسی از یک گناه توبه کند و گناهان دیگر می کند، خداوند تعالی بدانچه وی از آن یک گناه باز بوده است وی را ثواب دهد و باشد که به برکات آن از گناهان دیگرش باز آرد؛ چنان که شخصی میخواره و زانی باشد از زنا توبه کند و بر می خوردن مصر می باشد توبۀ وی از آن یک گناه درست باشد با ارتکابش بر این گناه دیگر.

    انتخاب‌شده
  5. 10

    و بهشمیان از معتزله گویند: «اسم توبه درست نیاید، جز بر کسی که از همه کبایر مجتنب باشد.» و این قول محال است؛از آن چه بر هر معاصی که بنده نکند وی را بدان عقوبت نکنند، و چون به ترک یک نوع بگوید از عقوبت آن ایمن شود، لامحاله بدان تایب بود ونیز کسی اگر بعضی از فرایض بکند و بعضی دست باز دارد، لامحاله بدانچه می کند وی را ثواب باشد؛ چنان که بر آن که می نکند عقاب باشد و اگر کسی را آلت معصیت موجود نباشد و اسباب آن مهیا نه، از آن توبه کند تایب باشد؛ از آن چه توبه را یک رکن ندامت بود که وی را بدان توبه برگذشته ندامت حاصل اید و اندر حال از آن جنس معصیت معرض است و عزم دارد که اگر آلت موجود گردد و اسباب مهیا، من هرگز به سر این معصیت باز نگردم.

    #
  6. 11

    و مشایخ مختلف اند اندر وصف توبه و صحت آن.

    #
  7. 12

    سهل بن عبدالله با جماعتی رحمهم الله برآن اند که: «التوبه ان لاتنسی ذنبک.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 9 از «باب التوبه و ما یتعلق بها» است.