مصرع نخست · شماره 18
اذا قلت ما اذنبت قالت مجیبه
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
توبه آن باشد که گناه را فراموش کنی؛ از آن چه تایب محب بود و محب اندر مشاهدت بود و اندر مشاهدت ذکر جفا جفا باشد چندگاه با جفا باشد باز چندگاه با ذکر جفا و ذکر جفا ازوفا حجاب باشد.
# - 16
و رجوع این خلاف اندر خلاف مجاهدت و مشاهدت بسته است. ذکر این در مذهب سهلیان باید جست. آن که تایب را به خود قایم گوید نسیان ذنب وی را غفلت داند و آن که به حق قایم گوید ذکر ذنب وی را شرک نماید و در جمله اگر تایب باقی الصفه باشد عقدۀ اسرارش حل نگشته باشد و چون فانی الصفه باشد ذکر صفت ورا درست نیاید. موسی علیه السلام گفت: «تبت الیک (۱۴۳/الاعراف)»، در حال بقای صفت و رسول صلی الله علیه گفت: «لااحصی ثناء علیک»، در حال فنای صفت. فی الجمله ذکر وحشت اندر محل قربت وحشت باشد و تایب را باید که از خودی خود یاد نیاید، گناهش چگونه یاد آید؟ و به حقیقت یاد گناه گناه بود؛ از آن چه محل اعراض است وهمچنان که گناه محل اعراض است یاد آن هم محل اعراض باشد وذکر غیر آن همچنان. و چنان که ذکر جرم جرم باشد نسیان او هم جرم بود؛ از آن چه تعلق ذکر و نسیان هر دو به تو بازبسته است.
# - 17
جنید گفت رحمه الله علیه که: کتب بسیار برخواندم مرا چندان فایده نبود که اندر این بیت:
# - 18
اذا قلت ما اذنبت قالت مجیبه
انتخابشده - 19
حیاتک ذنب لایقاس به ذنب
# - 20
چون وجود دوستی اندر حضرت دوستی جنایت بود وصفش را چه قیمت بود؟
# - 21
و فی الجمله توبه تایید ربانی بود و معاصی فعل جسمانی. چون بر دل ندامت اندر آید، بر تن هیچ آلت نماند که ندامت دل را دفع کند. چون در ابتدا فعل وی دافع توبه نبود، چون بیامد اندر انتها نیز فعلش حافظ توبه نباشد. و خداوند گفت، عز وجل: «فتاب علیه انه هو التواب الرحیم (۳۷/البقره).» و مر این را در نص کتاب نظایر بسیار است؛ تا حدی که از معروفی به اثبات کردن حاجت نیاید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «باب التوبه و ما یتعلق بها» است.