کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 5

و قوله، علیه السلام: «اذا احب الله العبد، قال لجبرئیل: یا جبریل، انی احب فلانا فاحبه، فیحبه جبریل، ثم یقول جبریل لاهل السماء: ان الله قد احب فانا فاحبوه، فیحبه اهل السماء. ثم یضع له القبول فی الارض فیحبه اهل الارض، و فی البغض مثل ذلک.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    ونیز گفت، عز و جل: «ومن الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله (۱۶۵/البقره).»

    #
  2. 3

    و پیغمبر علیه السلام گفت که: از جبرئیل شنیدم که گفت که: خداوند عز و جل گفت: «من اهان لی ولیا فقد بارزنی بالمحاربه و ما ترددت فی شیء کترددی فی قبض نفس عبدی المومن یکره الموت واکره مساءته ولابد له منه و ما تقرب الی عبدی بشیء احب الی من اداء ما افترضت علیه ولایزال عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت له سمعا و بصرا و یدا و مویدا.»

    #
  3. 4

    و نیز گفت، علیه السلام: «من احب لقاء الله احب الله لقاءه.»

    #
  4. 5

    و قوله، علیه السلام: «اذا احب الله العبد، قال لجبرئیل: یا جبریل، انی احب فلانا فاحبه، فیحبه جبریل، ثم یقول جبریل لاهل السماء: ان الله قد احب فانا فاحبوه، فیحبه اهل السماء. ثم یضع له القبول فی الارض فیحبه اهل الارض، و فی البغض مثل ذلک.»

    انتخاب‌شده
  5. 6

    بدان که محبت خداوند تعالی مر بنده را و محبت بنده مر خداوند تعالی را درست است و کتاب و سنت بدین ناطق و امت بر این مجتمع و خداوند سبحانه و تعالی به صفتی است که دوستان ورا دوست دارند و وی دوستان خود را دوست دارد.

    #
  6. 7

    و به معنی لغت گویند: محبت ماخوذ است از «حبه»به کسر حاء و آن تخمهایی بود که اندر صحرا بر زمین افتد. پس حب را حب نام کردند از آن که اصل حیات اندر آن است چنان که اصل نبات اندر حب؛ چنان که آن تخم اندر صحرا بریزد و اندر خاک پنهان شود و باران ها بر آن می آید و آفتاب ها بر آن می تابد و سرما و گرما بر آن می گذرد و آن تخم به تغیر ازمنه متیغر نمی گردد محبت نیز اندر دل به تغیر محنت های الوان متغیر نگردد؛ کما قال الشاعر:

    #
  7. 8

    یا من سقام جفونه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «باب المحبه و ما یتعلق بها» است.