کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 10

حزت الموده فاستوی

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    و به معنی لغت گویند: محبت ماخوذ است از «حبه»به کسر حاء و آن تخمهایی بود که اندر صحرا بر زمین افتد. پس حب را حب نام کردند از آن که اصل حیات اندر آن است چنان که اصل نبات اندر حب؛ چنان که آن تخم اندر صحرا بریزد و اندر خاک پنهان شود و باران ها بر آن می آید و آفتاب ها بر آن می تابد و سرما و گرما بر آن می گذرد و آن تخم به تغیر ازمنه متیغر نمی گردد محبت نیز اندر دل به تغیر محنت های الوان متغیر نگردد؛ کما قال الشاعر:

    #
  2. 8

    یا من سقام جفونه

    #
  3. 9

    لسقام عاشقه طبیب

    #
  4. 10

    حزت الموده فاستوی

    انتخاب‌شده
  5. 11

    عندی حضورک و المغیب

    #
  6. 12

    و نیز می گویند: ماخوذ است از «حب» ی که اندر وی آب بسیار باشد و آن پر گشته باشد و چشم ها را اندر آن مساغی نباشد و باز دارندۀ آن شده باشد همچنین دوستی چون اندر دل طالب مجتمع شود و دل وی را ممتلی گرداند به جز حدیث دوست را اندر دل وی جای نماند؛ چنان که چون خداوند سبحانه و تعالی مر خلیل را به خلت مکرم گردانید، و وی علیه السلام به جز از حدیث حق مجرد شد عالم حجاب وی شدند، وی در آن دوستی دشمن حجب گشت. آنگاه ما را خبر داد؛ قوله تعالی: «فانهم عدو لی الا رب العالمین (۷۷/الشعراء).»

    #
  7. 13

    و اندر این معنی شبلی گوید، رحمه الله علیه: «سمیت المحبه محبه لانها تمحو من القلب ما سوی المحبوب.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «باب المحبه و ما یتعلق بها» است.