مصرع دوم · شماره 16
کلاهما منک منسوب الی الکرم
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
و اندر این معنی شبلی گوید، رحمه الله علیه: «سمیت المحبه محبه لانها تمحو من القلب ما سوی المحبوب.»
# - 14
و نیز گویند: «حب» نام آن چهارچوب باشد در هم ساخته که کوزۀ آب بر آن نهند. پس حب را بدان معنی حب خوانند که محب، عزوذل و رنج و راحت و بلا و جفای دوست تحمل کند و آن بر وی گران نباشد؛ از آن که کارش آن بود؛ چنان که کار آن چوب ها و ترکیب و خلقتش مر آن را بود. و اندر این معنی گوید:
# - 15
ان شئت جودی و ان ما شئت فامتنعی
# - 16
کلاهما منک منسوب الی الکرم
انتخابشده - 17
و نیز گویندکه: ماخوذ است از «حب» و آن جمع حبۀ دل بود و حبۀ دل محل لطیفه و قوام آن باشد که اقامت آن بدان بود. پس محبت را حب نام کردند به اسم محل آن، که قرارش اندر حبۀ دل است و عرب نام کنند چیزی را به اسم موضع آن.
# - 18
ونیز گویند: ماخوذ است از «حباب الماء» و غلیانه عند المطر الشدید، آن غلیان آبی بود اندر حال بارانی عظیم. پس محبت را حب نام کردند؛ «لانه غلیان القلب عند الاشتیاق الی لقاء المحبوب.» پیوسته دل دوست اندر اشتیاق رویت دوست مضطرب باشد و بی قرار؛ چنان که اجسام به ارواح مشتاق چگونه باشند، دل های محبان به لقای احباب مشتاق باشند و چنان که قیام جسم به روح بود، قیام دل به محبت بود و قیام محبت به رویت و وصل محبوب بود. فی معناه:
# - 19
اذا ما تمنی الناس روحا و راحه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «باب المحبه و ما یتعلق بها» است.