نثر · شماره 6
و محبت بر دو گونه باشد: یکی محبت جنس به جنس و آن میل و توطین نفس باشد و طلب ذات محبوب از راه مماست و ملازقت و دیگر محبت جنس نه با جنس و این طلب قرار کند با صفتی از اوصاف محبوب که با آن بیارامد و انس گیرد چون شنیدن کلام و یا دیدار.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
و آن که گوید: «محبت حق تعالی به معنای ثنای جمیل است بر بنده»، ثنای وی کلام وی بود و کلامش نامخلوق است و آن که گوید: «به معنی احسان است»، احسان وی فعل وی بود به حکم معنی متقارب است این اقاویل و حکم جمله موجود.
# - 4
اما محبت بنده مر خداوند را صفتی است که اندر دل مومن مطیع پدیدار آید، به معنی تعظیم و تکبیر؛ تا رضای محبوب را طلب کند و اندر طلب رویت وی بی صبر گردد واندر آرزوی قربت وی بی قرار گردد و بدون وی با کس قرار نیابد و خو با ذکر وی کند و از دون ذکر وی تبرا کند و آرام بر وی حرام شود. قرار از وی نفور گردد واز جملۀ مالوفات و مستانسات منقطع گردد و از هواها اعراض کند. به سلطان دوستی اقبال کند و مر حکم او را گردن نهد و به نعوت کمال مر حق را تعالی و تقدس بشناسد.
# - 5
و روا نباشد که محبت حق مر بنده را از جنس محبت خلق باشد یک دیگر را؛ که آن میل باشد به احاطت و ادراک محبوب و این حکم صفت اجسام بود. پس محبان حق تعالی مستهلکان قرب وی اند نه طالبان کیفیت وی؛ که طالب به خود قایم بود اندر دوستی و مستهلک به محبوب قایم بود و درست ترین کسان در معرکه گاه محبت مستهلکان اند و مقهوران؛ از آن چه محدث را به قدیم جز به قهر قدیم توسل نباشد و هرکه تحقیق محبت را معلوم کند ابهام برخیزد و شبهت نماند.
# - 6
و محبت بر دو گونه باشد: یکی محبت جنس به جنس و آن میل و توطین نفس باشد و طلب ذات محبوب از راه مماست و ملازقت و دیگر محبت جنس نه با جنس و این طلب قرار کند با صفتی از اوصاف محبوب که با آن بیارامد و انس گیرد چون شنیدن کلام و یا دیدار.
انتخابشده - 7
و گرویدگان اندر محبت بر دو قسمتاند: یکی آن که انعام حق با خود بینند و رویت انعام و احسان، محبت منعم و محسن تقاضا کند ودیگر آن که کل انعام را از غلبۀ دوستی اندر محل حجاب نهند و راهشان از رویت نعم به منعم بود و این عالی تر است. والله اعلم.
# - 8
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «کیفیه المحبه من الله تعالی باولیائه و من اولیائه الی حضرته» است.