کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 15

و اندر حکایات معروف است که: شبلی را به تهمت جنون اندر بیمارستان بازداشتند. گروهی به زیارت وی آمدند پرسید: «من انتم؟» قالوا: «احباوک». سنگ اندر ایشان انداختن گرفت. جمله بهزیمت شدند. گفت: «لو کنتم احبائی لما فررتم من بلائی؟ فاصبروا علی بلائی.» اگر دوستان منید از بلای من چرا می گریزید؟ که دوست از بلای دوست نگریزد.

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    دوستان خدای تعالی اندر شرف دنیاو آخرت اند؛ از آن چه پیغمبر می گوید صلی الله علیه که: مرد با آن کس باشد که ورا دوست گیرد. پس ایشان در دنیا و عقبی با حق باشند و خطا روا نباشد با آن که با وی بود. پس شرف دنیا آن بود که حق با ایشان است، و شرف عقبی آن که ایشان با حق باشند.

    #
  2. 13

    و یحیی بن معاذ الرازی رحمه الله علیه گوید: «حقیقه المحبه ما لاینقص بالجفاء و لایزید بالبر و العطاء.»

    #
  3. 14

    محبت به جفا کم نشود و به بر و عطا زیادت نگردد؛ از آن چه این هر دو اندر محبت سبب اند و اسباب اندر حال عیان متلاشی بود و دوست را بلای دوست خوش باشد و وفا و جفا اندر تحقیق محبت متساوی بود؛ چون محبت حاصل بود وفا چون جفا باشد و جفا چون وفا.

    #
  4. 15

    و اندر حکایات معروف است که: شبلی را به تهمت جنون اندر بیمارستان بازداشتند. گروهی به زیارت وی آمدند پرسید: «من انتم؟» قالوا: «احباوک». سنگ اندر ایشان انداختن گرفت. جمله بهزیمت شدند. گفت: «لو کنتم احبائی لما فررتم من بلائی؟ فاصبروا علی بلائی.» اگر دوستان منید از بلای من چرا می گریزید؟ که دوست از بلای دوست نگریزد.

    انتخاب‌شده
  5. 16

    اندر این معنی سخن بسیار اید و من بر این مایه بسنده کردم. و بالله التوفیق.

    #
  6. 17

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «فصل» است.