کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 8

و از امیرالمومنین علی کرم الله وجهه روایت کنند که اندر قصیده ای چنین گفته است:

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    و حقیقت زکوه گزارد شکر نعمت بود هم از آن جنس نعمت و تندرستی نعمتی عظیم است و هر عضوی را زکاتی است و آن آن است که کل اعضای خود را مستغرق خدمت و مشغول عبادت دارد و به هیچ لهو و لعب نگراید تا حق زکات نعمت گزارده باشد. پس نعمت باطن را نیز زکات باشد و حقیقت آن را احصا نتوان کرد از بسیاری که هست. پس مر آن را نیز زکاتی باید اندر خور آن، و آن عرفان نعمت بود ظاهری و باطنی. و چون بنده بدانست که نعمت حق تعالی بر وی بی کران است، شکر بیکرانه ای مر زکات نعمت بیکرانه را واجب بود.

    #
  2. 6

    و در جمله زکات نعمت دنیا به نزدیک این طایفه محمود نباشد؛ از آن چه بخل ناستوده باشد و بخلی تمام باید تا دویست درم را کسی دربند کند و یک سال اندر تحت تصرف خود محبوس کند، آنگاه پنج درم از آن بدهد. و چون کریمان را طریق بذل مال باشد و سیرت سخاوت زکات برچه مال واجب شود؟

    #
  3. 7

    یافتم که یکی از علمای ظاهر بر حکم تجربه مر شبلی را پرسید از زکات که: «چه باید کرد؟» گفت: «چون بخل موجود بود و مال حاصل، از هر دویست درم پنج درم بباید داد و از هر بیست دینار نیم دینار به مذهب تو؛ اما به مذهب من هیچ چیز ملک نباید کرد تا از مشغلۀ زکات رسته باشی.» گفت: «امام تو اندر این مساله کیست؟» گفت: «ابابکر الصدیق رضی الله عنه که هرچه داشت بداد. رسول علیه السلام وی را گفت: ما خلفت لعیالک؟ گفت: الله ورسوله.»

    #
  4. 8

    و از امیرالمومنین علی کرم الله وجهه روایت کنند که اندر قصیده ای چنین گفته است:

    انتخاب‌شده
  5. 9

    فما وجبت علی زکوه مال

    #
  6. 10

    وهل تجب الزکوه علی جواد

    #
  7. 11

    پس مال کریمان مبذول باشد و خونشان هدر. نه به مال بخیلی کنند و نه بر خون خصومت؛ از آن چه ایشان را ملک نباشد. اما اگر کسی مر جهل را ارتکاب کند و گوید که: «چون مرا مال نیست از علم زکات مستغنی ام.» این محال باشد؛ از آن چه آموختن علم فرض عین است و استغنا نمودن از علم، کفر محض.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «کشف الحجاب السادس فی الزکوه» است.