نثر · شماره 12
و از فتنه های زمانه یکی این است که مدعیان صلاح و فقر به جهل علم را می ترک کنند. وقتی من جماعتی از متصوفه را که مبتدی بودند می عبادت تلقین کردم، جاهلی اندر افتاد و من باب «صدقه الابل» می گفتم و حکم «بنت لبون» و «بنت مخاض» و «حقه» را می ظاهر کردم. آن مرتکب جهل را دل از آن مساله تنگ شد برخاست و گفت: «مرا اشتر نیست تا علم بنت لبون به کار آیدم.» گفتم: «ای هذا! همچندان که مر دادن زکات را علم باید، ستدن آن را نیز بباید. اگر کسی بنت لبونی به تو دهد و بستانی آنگه به ترک علم بنت لبون هم نباشد گفت. و اگر کسی را مال نباشد و بایست مال هم نباشد، هم فرض علم ازوی بنیوفتد.» فنعوذ بالله من الجهل.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
فما وجبت علی زکوه مال
# - 10
وهل تجب الزکوه علی جواد
# - 11
پس مال کریمان مبذول باشد و خونشان هدر. نه به مال بخیلی کنند و نه بر خون خصومت؛ از آن چه ایشان را ملک نباشد. اما اگر کسی مر جهل را ارتکاب کند و گوید که: «چون مرا مال نیست از علم زکات مستغنی ام.» این محال باشد؛ از آن چه آموختن علم فرض عین است و استغنا نمودن از علم، کفر محض.
# - 12
و از فتنه های زمانه یکی این است که مدعیان صلاح و فقر به جهل علم را می ترک کنند. وقتی من جماعتی از متصوفه را که مبتدی بودند می عبادت تلقین کردم، جاهلی اندر افتاد و من باب «صدقه الابل» می گفتم و حکم «بنت لبون» و «بنت مخاض» و «حقه» را می ظاهر کردم. آن مرتکب جهل را دل از آن مساله تنگ شد برخاست و گفت: «مرا اشتر نیست تا علم بنت لبون به کار آیدم.» گفتم: «ای هذا! همچندان که مر دادن زکات را علم باید، ستدن آن را نیز بباید. اگر کسی بنت لبونی به تو دهد و بستانی آنگه به ترک علم بنت لبون هم نباشد گفت. و اگر کسی را مال نباشد و بایست مال هم نباشد، هم فرض علم ازوی بنیوفتد.» فنعوذ بالله من الجهل.
انتخابشده - 13
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «کشف الحجاب السادس فی الزکوه» است.