نثر · شماره 9
و حقیقت روزه را امساک باشد و کل طریقت اندر این مضمر است و کمترین درجه اندر روزه گرسنگی است. «والجوع طعام الله فی الارض، گرسنگی طعام خدای است در زمین.» و گرسنگی به همه زبان ها ستوده است اندر میان خلق شرعا و عقلا. پس وجوب روزه یک ماه باشد بر عاقل بالغ مسلم صحیح مقیم و ابتدای آن از رویت هلال رمضان باشد، یا کمال ماه شعبان، و مر هر روز را نیتی صحیح باید و شرطی صادق.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
و از عایشه و حفصه رضی الله عنهما آمده است: چون پیغمبر نزدیک ایشان درآمد، گفتند: «انا قد خبانا لک حیسا.» قال علیه السلام: «اما اننی کنت ارید الصوم، و لکن قربیه، ساصوم صوما مکانه.»
# - 7
و دیدم که ایام بیض و عشرهای مبارک بداشتندی و رجب و شعبان و ماه رمضان بداشتندی و دیدم که صوم داود صلوات الله علیه بداشتندی؛ که آن را پیغمبر علیه السلام گفت: «خیر الصیام»، و آن صوم روزی بود و فطر روزی.
# - 8
وقتی من به نزدیک شیخ احمد نجار رحمه الله علیه اندر آمدم طبقی حلوا اندر پیش وی نهاده بود و همی خورد به من اشارت کرد. من، بر حکم عادت کودکی، گفتم: «روزه می دارم.» گفت: «چرا؟» گفتم: «بر موافقت فلان کس.» گفت: «خلق را بر خلق موافقت درست نیاید.» من قصد کردم تا روزه بگشایم. گفت: «ای جوان، از موافقت وی تبرا می کنی، پس موافقت من هم مکن؛ که من نیز از خلقم، و این هر دو یکی باشد.»
# - 9
و حقیقت روزه را امساک باشد و کل طریقت اندر این مضمر است و کمترین درجه اندر روزه گرسنگی است. «والجوع طعام الله فی الارض، گرسنگی طعام خدای است در زمین.» و گرسنگی به همه زبان ها ستوده است اندر میان خلق شرعا و عقلا. پس وجوب روزه یک ماه باشد بر عاقل بالغ مسلم صحیح مقیم و ابتدای آن از رویت هلال رمضان باشد، یا کمال ماه شعبان، و مر هر روز را نیتی صحیح باید و شرطی صادق.
انتخابشده - 10
اما امساک را شرایط است: چنان که حلق را از طعام و شراب نگاه داری، باید که چشم را از نظارۀ حرام و شهوت و گوش را از استماع لهو و غیبت و زبان را از گفتن لغو و آفت، و تن را از متابعت دنیا و مخالفت نگاه داری. آنگاه این روزه بود بر حقیقت؛ کما قال رسول الله صلی الله علیه «اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و لسانک و یدک»؛ و قوله، علیه السلام: «رب صائم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش. بسیار روزه دارا که با پنداشت روزه گرسنه و تشنه بوده است.»
# - 11
و من که علی بن عثمان الجلابی ام، پیغمبر را صلی الله علیه و سلم به خواب دیدم. گفتم: «یا رسول الله، اوصنی» گفت: «احبس حواسک.»
# - 12
حواس خویش را اندر حبس کردن تمامی مجاهدت باشد؛ از آن چه کلیت علوم را حصول از این پنج در بود: یکی دیدن و دیگر شنیدن و سدیگر چشیدن، چهارم بوئیدن، پنجم بسودن و این پنج حواس سپاه سالاران علم و عقل اند. چهار را از این محل خصوصیت است و یکی اندر همه اندام شایع. چشم محل بصر و آن کون و لون دیدن است و گوش محل سمع و آن خبر و صوت شنیدن است کام محل ذوق و آن چشیدن است. بینی محل شم و آن بوئیدن است. لمس را خصوصیت نیست که شایع است اندر همه اعضا و آن نرمی و درشتی و گرمی و سردی دانستن است و هیچ چیز نبود که آن معلوم آدمی گردد از علوم که نه حصول آن از این پنج درباشد، مگر بدیهی و الهام حق تعالی و اندر آن آفت روا نباشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «کشف الحجاب السابع فی الصوم» است.