کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 12

حواس خویش را اندر حبس کردن تمامی مجاهدت باشد؛ از آن چه کلیت علوم را حصول از این پنج در بود: یکی دیدن و دیگر شنیدن و سدیگر چشیدن، چهارم بوئیدن، پنجم بسودن و این پنج حواس سپاه سالاران علم و عقل اند. چهار را از این محل خصوصیت است و یکی اندر همه اندام شایع. چشم محل بصر و آن کون و لون دیدن است و گوش محل سمع و آن خبر و صوت شنیدن است کام محل ذوق و آن چشیدن است. بینی محل شم و آن بوئیدن است. لمس را خصوصیت نیست که شایع است اندر همه اعضا و آن نرمی و درشتی و گرمی و سردی دانستن است و هیچ چیز نبود که آن معلوم آدمی گردد از علوم که نه حصول آن از این پنج درباشد، مگر بدیهی و الهام حق تعالی و اندر آن آفت روا نباشد.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    و حقیقت روزه را امساک باشد و کل طریقت اندر این مضمر است و کمترین درجه اندر روزه گرسنگی است. «والجوع طعام الله فی الارض، گرسنگی طعام خدای است در زمین.» و گرسنگی به همه زبان ها ستوده است اندر میان خلق شرعا و عقلا. پس وجوب روزه یک ماه باشد بر عاقل بالغ مسلم صحیح مقیم و ابتدای آن از رویت هلال رمضان باشد، یا کمال ماه شعبان، و مر هر روز را نیتی صحیح باید و شرطی صادق.

    #
  2. 10

    اما امساک را شرایط است: چنان که حلق را از طعام و شراب نگاه داری، باید که چشم را از نظارۀ حرام و شهوت و گوش را از استماع لهو و غیبت و زبان را از گفتن لغو و آفت، و تن را از متابعت دنیا و مخالفت نگاه داری. آنگاه این روزه بود بر حقیقت؛ کما قال رسول الله صلی الله علیه «اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و لسانک و یدک»؛ و قوله، علیه السلام: «رب صائم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش. بسیار روزه دارا که با پنداشت روزه گرسنه و تشنه بوده است.»

    #
  3. 11

    و من که علی بن عثمان الجلابی ام، پیغمبر را صلی الله علیه و سلم به خواب دیدم. گفتم: «یا رسول الله، اوصنی» گفت: «احبس حواسک.»

    #
  4. 12

    حواس خویش را اندر حبس کردن تمامی مجاهدت باشد؛ از آن چه کلیت علوم را حصول از این پنج در بود: یکی دیدن و دیگر شنیدن و سدیگر چشیدن، چهارم بوئیدن، پنجم بسودن و این پنج حواس سپاه سالاران علم و عقل اند. چهار را از این محل خصوصیت است و یکی اندر همه اندام شایع. چشم محل بصر و آن کون و لون دیدن است و گوش محل سمع و آن خبر و صوت شنیدن است کام محل ذوق و آن چشیدن است. بینی محل شم و آن بوئیدن است. لمس را خصوصیت نیست که شایع است اندر همه اعضا و آن نرمی و درشتی و گرمی و سردی دانستن است و هیچ چیز نبود که آن معلوم آدمی گردد از علوم که نه حصول آن از این پنج درباشد، مگر بدیهی و الهام حق تعالی و اندر آن آفت روا نباشد.

    انتخاب‌شده
  5. 13

    و اندر هر دری از حواس خمس صفو و کدری است؛ چنان که عقل و علم و روح را اندر آن مساغ و مجال است مر نفس و هوی را نیز مجال است؛ که این آلت مشترک است میان طاعت و معصیت و سعادت و شقاوت. پس ولایت حق اندر سمع و بصر رویت و استماع خیر است و از آن نفس استماع دروغ و نظر شهوت و اندر لمس و ذوق و شم موافقت امر است و متابعت آن، و از آن نفس مخالفت فرمان شریعت. پس باید تا روزه دار این جمله حواس را بند کند از مخالفت تا روزه دار بود.

    #
  6. 14

    و روزه از طعام و شراب کار کودکان وپیرزنان بود. روزه از ملجا و مشرب و مهرب باید؛ کما قال الله، تعالی: «تو ما جعلناهم جسدا لایاکلون الطعام (۸/الانبیاء)»، و نیز گفت، جل جلاله: «افحسبتم انما خلقناکم عبثا (۱۱۵/المومنون).» ما مر مطبوع رانیازمند طعام گردانیدیم و خلق را برای بازی نیافریدیم. پس امساک از لهو و حرام می باید نه از اکل حلال. عجب دارم از آن که گوید روزۀ تطوع دارم و فریضه دست بدارد؛ که معصیت ناکردن، فریضه است و روزۀ پیوسته داشتن سنت. فنعوذ بالله من قسوه القلب.

    #
  7. 15

    و چون کسی را از معصیت عصمت بود همه احوال وی صوم بود که سهل ابن عبدالله تستری رضی الله عنه آن روز که از مادر بزاد صایم بود و آن روز که بیرون شد صایم بود. گفتند: «چگونه باشد این؟» گفت: «آن روز که مولود وی بود وقت صبح بود تا نماز شام هیچ شیرنخورد چون از دنیا بیرون شد روزه دار بود.» و این روایت ابوطلحه المالکی آرد رضی الله عنه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «کشف الحجاب السابع فی الصوم» است.