کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 27

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 24

    و اشکال این مساله هنوز بر جای است. جهال بدین تعلق کنند که وصال روا نباشد و اطبا اصل این را انکار کنند و من بیان این به تمامی بگویم تا سخن از حیز اشکال مهیا شود، ان شاء الله.

    #
  2. 25

    بدان که وصال کردن بی از آن که خلل اندر فرمان خداوند عز و جل آید کرامت بود؛ و کرامت محل خصوص است نه محل عموم، و چون حکم آن عام نباشد امر بدان درست نیاید. و اگر اظهار کرامت عام بودی ایمان جبر شدی و بر معرفت عارفان را ثواب نبودی. پس چون رسول علیه السلام صاحب معجزه بود وصال به آشکارا کرد و مر اهل کرامات را از اظهار آن نهی کرد که کرامات را شرط ستر باشد و معجزه را کشف و این فرقی واضح است میان معجزه و کرامات و این مقدار کفایت بود آن را که هدایت بود.

    #
  3. 26

    و اصل چهلۀ ایشان تعلق به حال موسی علیه السلام دارد و اندر مقام مکالمه درست اید، و چون خواهند که کلام خداوند عز و جل به سر بشنوند چهل روز گرسنه باشند و چون سی روز بگذرد مسواک کنند و از بعد آن ده روز دیگر بباشند، لامحاله خداوند به سر ایشان سخن گوید؛ از آن چه هرچه انبیا را بر اظهار روا بود اولیا را بر اسرار روا بود. پس شنیدن کلام وی با بقای طبع روا نباشد و چهار طبع را چهل روز نفی مشرب و غذا باید تا مقهور گردند و کل ولایت مر صفای محبت و لطافت روح را شود. و بدین موافق است باب الجوع، و ما مرحقیقت آن را مکشوف گردانیم تا معلوم شود. و بالله العون.

    #
  4. 27

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 27 از «کشف الحجاب السابع فی الصوم» است.