نثر · شماره 20
گفت: «چون به منا آمدی، منیت های تو از تو ساقط شد؟» گفتا: «نه» گفت: «هنوز به منا نرفتی.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 17
گفت: «چون محرم شدی به میقات از صفات بشریت جدا شدی؛ چنان که از جامه؟» گفتا: «نی.» گفت: «پس محرم نشدی.»
# - 18
گفت «چون به عرفات واقف شدی، اندر کشف مشاهدت وقفت پدیدار آمد؟» گفتا: «نی.» گفت: «پس به مزدلفه نشدی.»گفت: «چون طواف کردی خانه را، سر را اندر محل تنزیه لطایف جمال حق دیدی؟» گفتا: «نی» گفت: «پس طواف نکردی.»
# - 19
گفت: «چون سعی کردی میان صفا و مروه، مقام صفا و درجۀ مروت را ادراک کردی؟» گفتا: «نی.» گفت: «هنوز سعی نکردی.»
# - 20
گفت: «چون به منا آمدی، منیت های تو از تو ساقط شد؟» گفتا: «نه» گفت: «هنوز به منا نرفتی.»
انتخابشده - 21
گفت: «چون به منحرگاه قربان کردی، همه خواست های نفس را قربان کردی؟» گفتا: «نی». گفت: «پس قربان نکردی.»
# - 22
گفت: «چون سنگ انداختی هرچه با تو صحبت کرد از معانی نفسانی همه بینداختی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس هنوز سنگ نینداختی و حج نکردی بازگرد و بدین صورت حجی بکن تا به مقام ابراهیم برسی.»
# - 23
شنیدم که یکی از بزرگان در مقابلۀ کعبه نشسته بود و می گریست و این ابیات می گفت:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 20 از «کشف الحجاب الثامن فی الحج» است.