کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 22

گفت: «چون سنگ انداختی هرچه با تو صحبت کرد از معانی نفسانی همه بینداختی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس هنوز سنگ نینداختی و حج نکردی بازگرد و بدین صورت حجی بکن تا به مقام ابراهیم برسی.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 19

    گفت: «چون سعی کردی میان صفا و مروه، مقام صفا و درجۀ مروت را ادراک کردی؟» گفتا: «نی.» گفت: «هنوز سعی نکردی.»

    #
  2. 20

    گفت: «چون به منا آمدی، منیت های تو از تو ساقط شد؟» گفتا: «نه» گفت: «هنوز به منا نرفتی.»

    #
  3. 21

    گفت: «چون به منحرگاه قربان کردی، همه خواست های نفس را قربان کردی؟» گفتا: «نی». گفت: «پس قربان نکردی.»

    #
  4. 22

    گفت: «چون سنگ انداختی هرچه با تو صحبت کرد از معانی نفسانی همه بینداختی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس هنوز سنگ نینداختی و حج نکردی بازگرد و بدین صورت حجی بکن تا به مقام ابراهیم برسی.»

    انتخاب‌شده
  5. 23

    شنیدم که یکی از بزرگان در مقابلۀ کعبه نشسته بود و می گریست و این ابیات می گفت:

    #
  6. 24

    واصبحت یوم النفر و العیس ترحل

    #
  7. 25

    وکان حدی الحادی بنا و هو معجل

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 22 از «کشف الحجاب الثامن فی الحج» است.