کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 30

سارجع من عامی لحجه قابل

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 27

    بسان له علما بها این تنزل

    #
  2. 28

    لقد افسدت حجی و نسکی و عمرتی

    #
  3. 29

    و فی البین لی شغل عن الحج مشغل

    #
  4. 30

    سارجع من عامی لحجه قابل

    انتخاب‌شده
  5. 31

    فان الذی قد کان لایتقبل

    #
  6. 32

    فضیل بن عیاض گوید، رحمه الله علیه: جوانی دیدم اندر موقف خاموش استاده و سر فرو افکنده همه خلق اندر دعا بودند و وی خاموش می بود گفتم: «ای جوان، تو نیز چرا دعایی نکنی؟» گفت: «مرا وحشتی افتاده است. وقتی که داشتم از من فوت شد. هیچ روی دعا کردنم ندارد.» گفتم: «دعا کن تا خدای تعالی به برکت این جمع تو را به سر مراد تو رساند.» گفت: خواست که دست بردارد و دعا کند نعره ای از وی جدا شد و جان با آن ازوی جدا شد.

    #
  7. 33

    ذوالنون مصری گوید، رحمه الله علیه: جوانی دیدم به منا ساکن نشسته و همه خلق به قربان ها مشغول. من اندر وی نگاه می کردم تا چه کند و کیست. گفت: «بارخدایا، همه خلق به قربان ها مشغول اند و من می خواهم تا نفس خود را قربان کنم اند رحضرت تو، از من بپذیر.» این بگفت و به انگشت سبابه به گلو اشارت کرد و بیفتاد. چون نیکو نگاه کردم، مرده بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 30 از «کشف الحجاب الثامن فی الحج» است.