کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 5

و ابوالعباس عطا گوید رحمه الله علیه از قول خدای، عز و جل: «ان الذین قالوا ربنا الله (۳۰/فصلت)، بالمجاهده، ثم استقاموا علی بساط المشاهده.»

چهرهٔ هجویریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    و نیز گفت علیه السلام در جواب سوال جبرئیل از احسان که: «اعبد الله کانک تراه، فان لم تکن تراه فانه یراک.»

    #
  2. 3

    و وحی فرستاد به داود، علیه السلام: «یا داود، اتدری ما معرفتی؟» قال «لا.» قال: «حیوه القلب فی مشاهدتی.»

    #
  3. 4

    و مراد این طایفه از عبارت مشاهدت دیدار دل است که به دل حق تعالی را می بیند اندر خلا و ملا.

    #
  4. 5

    و ابوالعباس عطا گوید رحمه الله علیه از قول خدای، عز و جل: «ان الذین قالوا ربنا الله (۳۰/فصلت)، بالمجاهده، ثم استقاموا علی بساط المشاهده.»

    انتخاب‌شده
  5. 6

    و حقیقت مشاهدت بر دو گونه باشد: یکی از صحت یقین و دیگر از غلبۀ محبت، که چون دوست اندر محل محبت به درجه ای رسد که کلیت وی همه حدیث دوست گردد جز او را نبیند؛ چنان که محمد بن واسع گوید، رحمه الله علیه: «ما رایت شیئا قط الا ورایت الله فیه، ای بصحه الیقین. ندیدم هیچ چیز الا که حق تعالی را در آن بدیدم.»

    #
  6. 7

    شبلی گوید، رحمه الله: «ما رایت شیئا قط الا الله.» یعنی بغلبات المحبه و غلیان المشاهده.

    #
  7. 8

    پس یکی فعل بیند و اندر دید فعل به چشم سر فاعل بیند و به چشم سر فعل و یکی را محبت از کل برباید تا همه فاعل بیند. پس طریق این استدلالی بود و از آن آن جذبی. معنی آن بود که یکی مستدل بود تا اثبات دلایل حقایق آن بر وی عیان کند و یکی مجذوب و ربوده باشد؛ یعنی دلایل و حقایق وی را حجاب آید؛ «لان من عرف شیئا لایهاب غیره، و من احب شیئا لایطالع غیره، فترکوا المنازعه مع الله و الاعتراض علیه فی احکامه و افعاله.» آن که بشناسد با غیر نیارامد و آن که دوست دارد غیر نبیند. پس بر فعل خصومت نکند تا منازع نباشد و بر کردار اعتراض نکند تا متصرف نباشد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «باب المشاهدات» است.