کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 13

شبلی گفت: رحمه الله علیه: «اللهم اخبا الجنه و النار وفی خبایا غیبک حتی تعبد بغیر واسطه.»

چهرهٔ هجویریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 10

    و سهل بن عبدالله گوید، رحمه الله علیه: «من غض بصره عن الله طرفه عین لایهتدی طول عمره.»

    #
  2. 11

    هرکه بصر بصیرت به یک طرفه العین از حق فرا کند هرگز راه نیابد؛ از آن که التفات به غیر را ثمره بازگذاشتن به غیر بود و هر که را به غیر بازگذاشتند هلاک شد. پس اهل مشاهدت را عمر آن بود که اندر مشاهدت بود، و آن چه اندر مغایبه بود آن را عمر نشمرند؛ که آن مر ایشان را مرگ بر حقیقت بود.

    #
  3. 12

    چنان که از ابویزید پرسیدند رحمه الله علیه که: «عمر تو چند است؟» گفت: «چهار سال.» گفتند: «این چگونه باشد؟» گفت: «هفتاد سال است تا در حجاب دنیایم، اما چهارسال است تا وی را می بینم و روز حجاب از عمر نشمرم.»

    #
  4. 13

    شبلی گفت: رحمه الله علیه: «اللهم اخبا الجنه و النار وفی خبایا غیبک حتی تعبد بغیر واسطه.»

    انتخاب‌شده
  5. 14

    بار خدایا، بهشت و دوزخ را به خبایای غیب خویش پنهان کن و یاد آن از دل خلق بزدای و بمحاو ای فراموش گردان تا تو را از برای آن نپرستند. چون اندر بهشت طبع را نصیب است امروز به حکم یقین غافل عبادت از برای آن می کند چون دل را از محبت نصیب نیست غافل را، لامحاله از مشاهدت محجوب باشد.

    #
  6. 15

    و مصطفی صلی الله علیه و سلم از شب معراج مر عایشه را خبر داد که: «حق را ندیدم.» و ابن عباس رضی الله عنهما روایت کند که: «رسول علیه السلام مرا گفت: حق را بدیدم.»

    #
  7. 16

    خلق با این خلاف بماندند و آن چه بهتر بایست وی از میانه ببرد. اما آن چه گفت: «دیدمش»، عبارت از چشم سر کرد و آن چه گفت: «ندیدم»، بیان از چشم سر. یکی از این دو، اهل باطن بودند و یکی اهل ظاهر. سخن با هر یک براندازۀ روزگار وی گفت. پس چون سر دید اگر واسطه چشم نباشد چه زیان؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 13 از «باب المشاهدات» است.