مصرع نخست · شماره 18
انی لاحسد ناظری علیکا
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
و مصطفی صلی الله علیه و سلم از شب معراج مر عایشه را خبر داد که: «حق را ندیدم.» و ابن عباس رضی الله عنهما روایت کند که: «رسول علیه السلام مرا گفت: حق را بدیدم.»
# - 16
خلق با این خلاف بماندند و آن چه بهتر بایست وی از میانه ببرد. اما آن چه گفت: «دیدمش»، عبارت از چشم سر کرد و آن چه گفت: «ندیدم»، بیان از چشم سر. یکی از این دو، اهل باطن بودند و یکی اهل ظاهر. سخن با هر یک براندازۀ روزگار وی گفت. پس چون سر دید اگر واسطه چشم نباشد چه زیان؟
# - 17
و جنید گفت رحمه الله علیه که: «اگر خداوند مرا گوید که: مرا ببین، گویم: نبینم؛ که چشم اندر دوستی، غیر بود و بیگانه و غیرت غیریت مرا از دیدار می باز دارد؛ که اندر دنیا بی واسطۀ چشم می دیدمش.»
# - 18
انی لاحسد ناظری علیکا
انتخابشده - 19
فاغض طرفی اذ نظرت الیکا
# - 20
دوست را خود از دیده دریغ دارند؛ که دیده بیگانه باشد.
# - 21
آن پیر را گفتند: «خواهی تا خداوند را ببینی؟» گفتا: «نه.» گفتند: «چرا؟» گفت: «چون موسی بخواست ندید و محمد نخواست بدید.» پس خواست ما حجاب اعظم ما بود از دیدار حق، تعالی؛ از آن چه وجود ارادت اندر دوستی مخالفت بود و مخالفت حجاب باشد و چون ارادت اندر دنیا سپری شد مشاهدت حاصل آمد و چون مشاهدت ثبات یافت دنیا چون عقبی بود و عقبی چون دنیا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «باب المشاهدات» است.