کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 16

و اساس این جمله آن است که نفس را سکون با عادت بود در میان هر گروهی که باشد عادت فعل ایشان گیرد؛ از آن چه جملۀ معاملات و ارادت حق و باطل اندر وی مرکب است آن چه بیند از معاملات ارادت آن پرورش یابد اندر وی و غلبه گیرد بر ارادت دیگری. و صحبت را اثری عظیم است اندر طبع و عادت را صولتی صعب؛ تا حدی که باز به صحبت آدمی عالم می شود و طوطی به تعلم ناطق و اسب به ریاضت از حد عادت بهیمی به عادت آدمی آید و مثلهم. این جمله نشان تاثیر صحبت است که کل عادت غریزی ایسان مقلوب گشته است.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    و قال النبی، صلی الله علیه و سلم: «المرء علی دین خلیله، فلینظر احدکم من یخال.»

    #
  2. 14

    مرد آن دین داردو آن طریق رود که دوست وی،نگاه کن تا دوستی و صحبت با که می دارد اگر صحبت با نیکان دارد، وی گرچه بد است نیک است؛ از آن چه آن صحبت او را نیک گرداند و اگر صحبت با بدان دارد وی گرچه نیک است بد است؛ از آن چه بدانچه در ایشان است ورا رضاست چون به بد راضی باشد اگرچه وی نیک بود بد گردد.

    #
  3. 15

    که اندر حکایات است که مردی گرد کعبه طواف می کرد و می گفت: «اللهم اصلح اخوانی. یا رب تو برادران مرا نیک گردان.» وی را گفتند: «بدین مقام شریف رسیده ای، چرا خود را دعایی نکنی که همه برادران را دعا کنی؟» گفت، رحمه الله: «ان لی اخوانا ارجع الیهم. فان صلحوا صلحت معهم و ان فسدوا فسدت معهم. مرا برادران اند، چون بدیشان باز گردم اگر ایشان را در صلاح یابم من به صلاح ایشان صالح شوم و اگر به فسادشان یابم من به فساد ایشان مفسد شوم چون قاعدۀ صلاح من صحبت مصلحان بود، من برادران خود را دعا کنم تا مقصود من و از آن ایشان برآید، ان شاء الله.»

    #
  4. 16

    و اساس این جمله آن است که نفس را سکون با عادت بود در میان هر گروهی که باشد عادت فعل ایشان گیرد؛ از آن چه جملۀ معاملات و ارادت حق و باطل اندر وی مرکب است آن چه بیند از معاملات ارادت آن پرورش یابد اندر وی و غلبه گیرد بر ارادت دیگری. و صحبت را اثری عظیم است اندر طبع و عادت را صولتی صعب؛ تا حدی که باز به صحبت آدمی عالم می شود و طوطی به تعلم ناطق و اسب به ریاضت از حد عادت بهیمی به عادت آدمی آید و مثلهم. این جمله نشان تاثیر صحبت است که کل عادت غریزی ایسان مقلوب گشته است.

    انتخاب‌شده
  5. 17

    و مشایخ این قصه رضی الله عنهم نخست از یک دیگر حق صحبت طلبند و مریدان را بدان فرمایند؛ تا حدی که صحبت اندر میان ایشان چون فریضه گشته است. و پیش از این مشایخ رضی الله عنهم اندر آداب صحبت این گروه کتب ساخته اند مشرح؛ چنان که جنید رضی الله عنه کتابی کرد نام آن تصحیح الاراده، و یکی احمدبن خضوریه کرد نام آن الرعایه بحقوق الله، و محمدبن علی الترمذی رحمه الله علیه نیز کتابی کرده است آن را بیان آداب المریدین نام کرده و ابوالقاسم حکیم رضی الله عنه و ابوبکر وراق و سهل بن عبدالله و ابوعبدالرحمان السلمی و استاد ابوالقاسم قشیری رحمه الله علیهم اجمعین نیز اندر این معنی کتب ساخته اند مستوفا و این جمله ائمۀ این فن بوده اند.

    #
  6. 18

    و مقصود من اندر این کتاب آن است تا هر که را این باشدبه کتب دیگر حاجتمند نگردد و پیش از این گفتم اندر مقدمۀ کتاب اندر حال سوال تو که این کتاب مر تو را غنیه ای باشد و مر طالبان این طریقت را. اکنون این ابواب اندر انواع معاملت ایشان مرتب بیارم، ان شاء الله تعالی وحده و کفی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «باب الصحبه و ما یتعلق بها» است.