نثر · شماره 18
و مقصود من اندر این کتاب آن است تا هر که را این باشدبه کتب دیگر حاجتمند نگردد و پیش از این گفتم اندر مقدمۀ کتاب اندر حال سوال تو که این کتاب مر تو را غنیه ای باشد و مر طالبان این طریقت را. اکنون این ابواب اندر انواع معاملت ایشان مرتب بیارم، ان شاء الله تعالی وحده و کفی.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
که اندر حکایات است که مردی گرد کعبه طواف می کرد و می گفت: «اللهم اصلح اخوانی. یا رب تو برادران مرا نیک گردان.» وی را گفتند: «بدین مقام شریف رسیده ای، چرا خود را دعایی نکنی که همه برادران را دعا کنی؟» گفت، رحمه الله: «ان لی اخوانا ارجع الیهم. فان صلحوا صلحت معهم و ان فسدوا فسدت معهم. مرا برادران اند، چون بدیشان باز گردم اگر ایشان را در صلاح یابم من به صلاح ایشان صالح شوم و اگر به فسادشان یابم من به فساد ایشان مفسد شوم چون قاعدۀ صلاح من صحبت مصلحان بود، من برادران خود را دعا کنم تا مقصود من و از آن ایشان برآید، ان شاء الله.»
# - 16
و اساس این جمله آن است که نفس را سکون با عادت بود در میان هر گروهی که باشد عادت فعل ایشان گیرد؛ از آن چه جملۀ معاملات و ارادت حق و باطل اندر وی مرکب است آن چه بیند از معاملات ارادت آن پرورش یابد اندر وی و غلبه گیرد بر ارادت دیگری. و صحبت را اثری عظیم است اندر طبع و عادت را صولتی صعب؛ تا حدی که باز به صحبت آدمی عالم می شود و طوطی به تعلم ناطق و اسب به ریاضت از حد عادت بهیمی به عادت آدمی آید و مثلهم. این جمله نشان تاثیر صحبت است که کل عادت غریزی ایسان مقلوب گشته است.
# - 17
و مشایخ این قصه رضی الله عنهم نخست از یک دیگر حق صحبت طلبند و مریدان را بدان فرمایند؛ تا حدی که صحبت اندر میان ایشان چون فریضه گشته است. و پیش از این مشایخ رضی الله عنهم اندر آداب صحبت این گروه کتب ساخته اند مشرح؛ چنان که جنید رضی الله عنه کتابی کرد نام آن تصحیح الاراده، و یکی احمدبن خضوریه کرد نام آن الرعایه بحقوق الله، و محمدبن علی الترمذی رحمه الله علیه نیز کتابی کرده است آن را بیان آداب المریدین نام کرده و ابوالقاسم حکیم رضی الله عنه و ابوبکر وراق و سهل بن عبدالله و ابوعبدالرحمان السلمی و استاد ابوالقاسم قشیری رحمه الله علیهم اجمعین نیز اندر این معنی کتب ساخته اند مستوفا و این جمله ائمۀ این فن بوده اند.
# - 18
و مقصود من اندر این کتاب آن است تا هر که را این باشدبه کتب دیگر حاجتمند نگردد و پیش از این گفتم اندر مقدمۀ کتاب اندر حال سوال تو که این کتاب مر تو را غنیه ای باشد و مر طالبان این طریقت را. اکنون این ابواب اندر انواع معاملت ایشان مرتب بیارم، ان شاء الله تعالی وحده و کفی.
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «باب الصحبه و ما یتعلق بها» است.