مصرع نخستِ میانی · شماره 3
ادب وقوف باشد بر کردارهای ستوده. گفتند: «معنی این چه بود؟» گفت: «آن که با خداوند تعالی معاملت به ادب کنی اندر ظاهر وباطن. و چون معاملتت به ادب آراسته شود، تو ادیب باشی اگرچه زبانت اعجمی باشد.» که عبارت را اندر معاملت قدری زیادت نباشد و اندر همه احوال عاملان بزرگوارتر از قائلان اند.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و به حقیقت بدان که آداب، اجتماع خصال خیر باشد و «مادبه» را از آن مادبه خوانند که هرچه بر وی بباید جمله باشد؛ پس «فالذی اجتمع فیه خصال الخیر فهو ادیب.» و اندر مجاری عادت کسی را که علم لغت داند و صرف و نحو او را ادیب خوانند.
# - 2
باز به نزدیک این طایفه «الادب هو الوقوف مع المستحسنات، و معناه: ان تعامل الله بالادب سرا و علانیه، و اذا کنت کذلک کنت ادیبا و ان کنت اعجمیا، و ان لم تکن کذلک تکون علی ضده.»
# - 3
ادب وقوف باشد بر کردارهای ستوده. گفتند: «معنی این چه بود؟» گفت: «آن که با خداوند تعالی معاملت به ادب کنی اندر ظاهر وباطن. و چون معاملتت به ادب آراسته شود، تو ادیب باشی اگرچه زبانت اعجمی باشد.» که عبارت را اندر معاملت قدری زیادت نباشد و اندر همه احوال عاملان بزرگوارتر از قائلان اند.
انتخابشده - 4
و یکی را از مشایخ رضی الله عنه پرسیدند که: «شرط ادب چه چیز است؟» گفت: من اندر بیتی جواب تو بگویم که شنیده ام:
# - 5
اذا نطقت جاءت بکل ملاحه
# - 6
و ان سکتت جاءت بکل ملیح
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «فصل» است.