کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 9

و شیخ من رضی الله عنه گفتی که: «عجب دارم از آن مدعی که گوید من به ترک دنیا گفته ام، و اندر اندیشۀ لقمه باشد.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 6

    و گفته اند مشایخ در صفت ایشان که: «اکلهم کاکل المرضی و نومه کنوم الغرقی. خوردنشان چون از آن بیماران بود و خوابشان چون خواب غرقه شدگان.»

    #
  2. 7

    پس شرط آداب اکل آن است که تنها نخورند و ایثار کنند مر یک دیگر را؛ لقوله، علیه السلام: «شر الناس من اکل وحده وضرب عبده ومنع رفده.» چون بر سفره نشینند خاموش نباشند و ابتدا به نام خدای کنند و حدیثی نگویند از نهاد و برداشت که اصحاب را از آن کراهیت آید و لقمۀ اول بر نمک زنند و مر رفیق خود را انصاف دهند.

    #
  3. 8

    و سهل بن عبدالله را پرسیدند از معنی «ان الله یامر بالعدل و الاحسان (۹۰/ النحل).» گفت: «عدل آن بود که انصاف رفیق اندر لقمه بدهد و احسان آن که وی را بدان لقمه اولی تر از خود داند.»

    #
  4. 9

    و شیخ من رضی الله عنه گفتی که: «عجب دارم از آن مدعی که گوید من به ترک دنیا گفته ام، و اندر اندیشۀ لقمه باشد.»

    انتخاب‌شده
  5. 10

    آنگاه باید که طعام به دست راست خورد و جز اندر لقمۀ خود ننگرد ودر طعام خوردن آب کمتر خورد مگر اندر حال تشنگی صادق و چون بخورد اندک خورد چندان که جگرتر شود و لقمه بزرگ نکند و خرد بخاید و شتاب نکند؛ که از این چیزها بیم تخمه ها بود و مخالفت سنت و چون از طعام فارغ شود حمد گوید و دست بشوید.

    #
  6. 11

    و اگر از میان جماعت دو یا سه کس یا بیشتر پنهان جماعت به دعوتی شوند و چیزی خورند بعضی از مشایخ گفته اند که: «آن حرام باشد و اندر صحبت کردن خیانت بود؛ اولئک مایاکلون فی بطونهم الا النار (۱۷۴/البقره)»، و گروهی گفته اند که: «چون جماعتی باشند بر موافقت یک دیگر روا باشد.» و گروهی گفته اند که: «اگر یک کس باشد هم روا باشد؛ که وی را انصاف نه در حال وحدت می باید داد که اندر حال صحبت می باید داد. چون تنها باشد حکم صحبت یک ساعته از وی برخیزد و بدان ماخوذ نباشد.»

    #
  7. 12

    و مهم ترین اصلی اندر این مذهب آن است که دعوت درویشی را رد نکند و دعوت دنیاداری نرود و طعام ایشان را اجابت نکند و از ایشان چیزی اندر نخواهد؛ که اندر آن وهنی باشد مر طریقت را؛ از آن چه اهل دنیا محرم نیند مر درویشان را.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 9 از «باب آدابهم فی الاکل» است.