کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 3

و به نزدیک گروهی روا باشد که مرید به اختیار بخسبد و اندر خواب تکلف بکند از پس آن که حق امور به جای آورده باشد؛ لقوله، علیه السلام: «رفع القلم عن ثلاث: عن النائم حتی ینتبه و عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق.» و چون از خفته قلم برداشته باشند تا آنگاه که بیدار گردد و خلق از بد او ایمن شده باشند و اختیار وی از وی کوتاه شده باشد و نفسش از مرادات معزول گشته و کراما کاتبین از نبشتن بیاسوده و زبانش از دعاوی فرو بسته و از دروغ و غیبت بازمانده و از کل معاصی منقطع گشته، «لایملک لنفسه ضرا ولانفعا و لاموتا ولا حیاتا و لانشورا»؛ کما قال ابن عباس رضی الله عنهما: «لاشیء اشد علی ابلیس من نوم العاصی، فاذا نام العاصی یقول: متی ینتبه و یقوم حتی یعصی الله؟»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    بدان که مشایخ را رضی الله عنهم اندر این معنی اختلاف بسیار است به نزدیک گروهی مسلم نیست مرید را که بخسبد جز اندر حال غلبه، آنگاه که خواب را از خود بازنتواند داشت؛ که رسول گفت، صلی الله علیه و سلم: «النوم اخ الموت. خواب برادر مرگ است.» پس زندگانی از خداوند تعالی نعمت است و مرگ بلا و محنت، لامحاله نعمت اشرف از بلا بود.

    #
  2. 2

    و از شبلی رحمه الله علیه می آید که گفت: «اطلع الحق علی، فقال: م نام غفل و من غفل حجب.»

    #
  3. 3

    و به نزدیک گروهی روا باشد که مرید به اختیار بخسبد و اندر خواب تکلف بکند از پس آن که حق امور به جای آورده باشد؛ لقوله، علیه السلام: «رفع القلم عن ثلاث: عن النائم حتی ینتبه و عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق.» و چون از خفته قلم برداشته باشند تا آنگاه که بیدار گردد و خلق از بد او ایمن شده باشند و اختیار وی از وی کوتاه شده باشد و نفسش از مرادات معزول گشته و کراما کاتبین از نبشتن بیاسوده و زبانش از دعاوی فرو بسته و از دروغ و غیبت بازمانده و از کل معاصی منقطع گشته، «لایملک لنفسه ضرا ولانفعا و لاموتا ولا حیاتا و لانشورا»؛ کما قال ابن عباس رضی الله عنهما: «لاشیء اشد علی ابلیس من نوم العاصی، فاذا نام العاصی یقول: متی ینتبه و یقوم حتی یعصی الله؟»

    انتخاب‌شده
  4. 4

    و این خلاف جنید راست با علی بن سهل الاصفهای رحمه الله علیهما و اندر این معنی نامه ای نیک لطیف است که علی به جنید نبشت و آن مسموع من است. و علی بن سهل گوید که مقصود از این آن است اندر این نامه که:«خواب غفلت است و قرار اعراض. باید که محب را روز و شب خواب و قرار نباشد؛ که اگر بغنود اندر آن حال از مقصود بماند و مفقود از خود و از روزگار خود غافل بود و از حق تعالی بازماند؛ چنان که خداوند تعالی وحی فرستاد به داود علیه السلام و گفت: کذب من ادعی محبتی فاذا جنه اللیل نام عنی. دروغ گفت آن که دعوی محبت من کرد و چون شب درآمد بخفت و از دوستی من بپرداخت.»

    #
  5. 5

    و جنید می گوید رحمه الله علیه اندر جواب آن نامه که: «بیداری ما معاملت ماست اندر راه حق، و خواب ما فعل حق برما. پس آن چه بی اختیار ما بود از حق به ما تمام تر از آن بود که به اختیار ما بود از ما به حق. و النوم موهبه من الله تعالی علی المحبین و آن عطائی بود ازحق تعالی بر دوستان.»

    #
  6. 6

    و تعلق این مساله به صحوصحو سکر است و سخن اندر آن به تمامی گفته ام اما عجب آن است که جنید رضی الله عنه صاحب صحوصحو بود این جا قوت مر سکر را کرده است و مانا که اندر آن وقت مغلوب بوده است و ناطق بر زبانش وقت بوده است و نیز روا باشد که بر ضد این بوده است؛ که خواب خود عین صحوصحو باشد و بیداری عین سکر؛ از آن چه خواب صفت آدمیت است و تا آدمی اندر مظلۀ اوصاف خود باشد به صحوصحو منسوب باشد و ناخفتن صفت حق است و چون آدمی از صفت خود فراتر شود مغلوب باشد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «باب نومهم فی السفر و الحضر» است.