نثر · شماره 8
و اندر حکایات یافتم که شاه شجاع کرمانی چهل سال بیدار بود. چون شبی بخفت خداوند را تعالی در خواب دید از پس آن هر شب بختفی امید آن را. و اندر این معنی قیس عامری گویدرحمه الله:
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
و جنید می گوید رحمه الله علیه اندر جواب آن نامه که: «بیداری ما معاملت ماست اندر راه حق، و خواب ما فعل حق برما. پس آن چه بی اختیار ما بود از حق به ما تمام تر از آن بود که به اختیار ما بود از ما به حق. و النوم موهبه من الله تعالی علی المحبین و آن عطائی بود ازحق تعالی بر دوستان.»
# - 6
و تعلق این مساله به صحوصحو سکر است و سخن اندر آن به تمامی گفته ام اما عجب آن است که جنید رضی الله عنه صاحب صحوصحو بود این جا قوت مر سکر را کرده است و مانا که اندر آن وقت مغلوب بوده است و ناطق بر زبانش وقت بوده است و نیز روا باشد که بر ضد این بوده است؛ که خواب خود عین صحوصحو باشد و بیداری عین سکر؛ از آن چه خواب صفت آدمیت است و تا آدمی اندر مظلۀ اوصاف خود باشد به صحوصحو منسوب باشد و ناخفتن صفت حق است و چون آدمی از صفت خود فراتر شود مغلوب باشد.
# - 7
و من دیدم گروهی از مشایخ که خواب را بر بیداری می فضل نهادند بر موافقت جنید؛ از آن چه نمود اولیا و بزرگان و بیشتر از پیغمبران صلوات الله علیهم و رضی عنهم به خواب پیوسته است؛ لقوله، علیه السلام: «ان الله یباهی بالعبد الذی نام فی سجوده، و یقول: انظروا ملائکتی الی عبدی و روحه فی محل النجوی و بدنه علی بساط العباده. خدای عز و جل مباهات کند به بنده ای که اندر سجود بخسبد. گوید مر فریشتگان را: بنگرید اند آن بندۀ من، جانش با من اندر راز گفتن است و تنش بر بساط عبادت.» و قوله، علیه السلام: «من نام علی طهاره یوذن لروحه ان یطوف بالعرش و یسجد لله، تعالی. هر که بر طهارت بخسبد جان وی را دستوری دهند که: برو و عرش را طواف کن و خداوند را تعالی و تقدس سجده کن.»
# - 8
و اندر حکایات یافتم که شاه شجاع کرمانی چهل سال بیدار بود. چون شبی بخفت خداوند را تعالی در خواب دید از پس آن هر شب بختفی امید آن را. و اندر این معنی قیس عامری گویدرحمه الله:
انتخابشده - 9
وانی لاستنعس و ما بی نعسه
# - 10
لعل خیالا منک یلقی خیالیا
# - 11
و دیدم گروهی را که بیداری را بر خواب فضل نهادند بر موافقت علی بن سهل رحمه الله علیه از آن چه وحی رسل و کرامات اولیا را تعلق به بیداری بوده است. و یکی از مشایخ گوید، رحمهم الله: «لو کان فی النوم خیر لکان فی الجنه نوم.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «باب نومهم فی السفر و الحضر» است.