کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 13

و ارباب لطایف گویند که: چون آدم علیه السلام اندر بهشت بخفت، حوا از پهلوی چپ وی پدیدار آمد. وهمه بلای وی از حوا بود.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 10

    لعل خیالا منک یلقی خیالیا

    #
  2. 11

    و دیدم گروهی را که بیداری را بر خواب فضل نهادند بر موافقت علی بن سهل رحمه الله علیه از آن چه وحی رسل و کرامات اولیا را تعلق به بیداری بوده است. و یکی از مشایخ گوید، رحمهم الله: «لو کان فی النوم خیر لکان فی الجنه نوم.»

    #
  3. 12

    اگر اندر خواب هیچ خبر بودی و یا مر محبت و قربت را علت گشتی بایستی تا در بهشت که سرای قربت است خواب بودی چون اندر بهشت خواب و حجاب نبود دانستم که خواب حجاب است.

    #
  4. 13

    و ارباب لطایف گویند که: چون آدم علیه السلام اندر بهشت بخفت، حوا از پهلوی چپ وی پدیدار آمد. وهمه بلای وی از حوا بود.

    انتخاب‌شده
  5. 14

    و نیز گویند: چون ابراهیم گفت مر اسماعیل را: «یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک (۱۰۲/الصافات)، اسماعیل گفت: «ای پدر، هذا جزاء من نام عن حبیبه، لولم تنم لما امرتش بذبح الولد.» این جزی آن کس است که بخسبد و از دوست غافل شود اگر نخفتی نفرمودندی که پسر را بباید کشتن. پس خواب تو مر تو را بی پسر گردانید و مرا بی سر. درد من یک ساعته باشد و درد تو همیشه.

    #
  6. 15

    و از شبلی رحمهالله علیه می آید که: هر شب سکره ای نمک با آب و با میلی پیش نهاده بودی چون در خواب خواستی شد میلی از آن در دیده کشیدی.

    #
  7. 16

    و من که علی بن عثمان الجلابی ام دیدم پیری را که چون از ادای فرایض فارغ گشتی بخفتی و دیدم شیخ احمد سمرقندی نجار را که چهل سال بود تا شب نخفته بود و به روز اندکی بخفتی و رجوع این مساله بدان بازگردد که چون مرگ به نزدیک کسی دوست تر از زندگانی بود، باید تا خواب دوست تر از بیداری بود و چون زندگانی دوست تر از مرگ دارد، باید تا بیداری به نزدیک وی دوست تر از خواب بود. پس قیمت نه آن را بود که بتکلف بیدار بود؛ که قیمت آن را بود که بی تکلفش بیدار کرده اند؛ چنان که رسول را خدای عز و جل برگزید و به درجت اعلی رسانید، وی نه اندر خواب تکلف کرد نه اندر بیداری؛ تا فرمان آمد که: «قم اللیل الا قلیلا (۲/المزمل).»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 13 از «باب نومهم فی السفر و الحضر» است.