کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 6

و اندر خبر است که: عمربن الخطاب رضی الله عنه مر ام کلثوم را دختر فاطمه بنت مصطفی، صلی الله علیه خطبه کرد از پدرش علی، رضی الله عنهم اجمعین. علی گفت: «او بس خرد است و تو مردی پیری، و مرا نیت است که به برادرزادۀ خودش دهم عبدالله بن جعفر، رضی عنهم.» عمر پیغام فرستاد: «یا باالحسن، اندر جهان زنان بسیارند بزرگ و مراد من از ام کلثوم اثبات نسل است نه دفع شهوت؛ لقوله، علیه السلام: کل سبب ینقطع الا سببی و نسبی. کنون مرا سبب هست، بایدم تا نسب نیز با آن یار باشد تا هر دو طرف به متابعت وی محکم گردانیده باشم.» علی رضی الله عنه وی را بدو داد و زید بن عمر رضی الله عنهم از وی بیامد.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    و قوله، علیه السلام: «ان اعظم النساء برکه احسنهن وجوها و ارخصهن مهورا.» و این از صحاح اخبار است.

    #
  2. 4

    و در جمله نکاح مباح است بر مردان وزنان و فریضه بر آن که از حرام نتواند پرهیزید و سنت مر آن را که حق عیال بتواند گزارد.

    #
  3. 5

    و مشایخ این قصه رضی الله عنهم گروهی گفته اند که: «اهل مر دفع شهوت را باید و کسب مر فراغت دل را.» و گروهی گفتند که: «مر اثبات نسل را باید تا فرزندی باشد. و چون فرزند ببود اگر پیش از پدر بشود شفیعی بود یوم القیامه و اگر پدر پیش برود دعاگویی بماند.»

    #
  4. 6

    و اندر خبر است که: عمربن الخطاب رضی الله عنه مر ام کلثوم را دختر فاطمه بنت مصطفی، صلی الله علیه خطبه کرد از پدرش علی، رضی الله عنهم اجمعین. علی گفت: «او بس خرد است و تو مردی پیری، و مرا نیت است که به برادرزادۀ خودش دهم عبدالله بن جعفر، رضی عنهم.» عمر پیغام فرستاد: «یا باالحسن، اندر جهان زنان بسیارند بزرگ و مراد من از ام کلثوم اثبات نسل است نه دفع شهوت؛ لقوله، علیه السلام: کل سبب ینقطع الا سببی و نسبی. کنون مرا سبب هست، بایدم تا نسب نیز با آن یار باشد تا هر دو طرف به متابعت وی محکم گردانیده باشم.» علی رضی الله عنه وی را بدو داد و زید بن عمر رضی الله عنهم از وی بیامد.

    انتخاب‌شده
  5. 7

    و قال النبی، صلی الله علیه و سلم: «تنکح النساء علی اربعه: علی المال، و الحسب، و الحسن، و الدین؛ فعلیکم بذات الدین، فانه ما استفاد امره بعد الاسلام خیرا من زوجه مومنه لیسر اذا نظر الیها.»

    #
  6. 8

    فواید و زواید بهترین از پس اسلام، زنی مومنۀ موافقه باشد تا بدو انس گیرد مرد مومن، و اندر دین به صحبت وی قوتی باشد و اندر دنیا موانستی؛ که همه وحشت ها در تنهایی است و همه راحت ها اندر صحبت و رسول گفت، علیه السلام: «الشیطان مع الواحد.» و به حقیقت مرد یا زن که تنها بود قرین وی شیطان بود؛ که شهوت را اندر پیش دل وی می آراید. و هیچ صحبت اندر حکم حرمت و امان چون زناشویی نیست، اگر مجانست و موانست وموافقت باشد؛ و هیچ عقوبت و مشغولی چندان نه، چون نه جنس باشد. پس درویش را باید که نخست اندر کار خود تامل کند و آفت های تجرید و تزویج اندر پیش دل صورت کند؛تادفع کدام آفت بر دلش سهل تر باشد، متابع آن شود.

    #
  7. 9

    و در جمله در تجرید دو آفت است: یکی ترک سنتی از سنن، و دیگر پروردن شهوتی در دل و در تن و خطر افتادن اندر حرامی و تزویج را نیز دو آفت است؛ یکی مشغولی دل به دیگری ودیگر شغل تن از برای حظ نفس و اصل این مساله به عزلت و صحبت باز گردد. آن که صحبت اختیار کند با خلق ورا تزویج شرط باشد و آن که عزلت جوید از خلق، ورا تجرید زینت بود؛ لقوله، علیه السلام: «سیروا سبق المفردون.» و حسن بن الحسین البصری گوید، رحمه الله علیه: «نجی المخفون وهلک المثقلون.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «باب آدابهم فی التزویج و التجرید» است.