نثر · شماره 35
و من ذلک: القبض و البسط، و الفرق بینهما
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
و از این بود که شبلی رحمه الله علیه گفت: «یا دلیل المتحیرین زدنی تحیرا»؛ از آن چه زیادت تحیر اندر مشاهدت، زیادت درجه باشد.
# - 33
و اندر این معنی در حکایات مشهور است که چون بوسعید خراز رضی الله عنه با ابراهیم سعد علوی رضی الله عنه بر لب دریا، آن دوست خدای را بدیدند. پرسیدند از وی که: «راه حق چه چیز است؟» گفت: «راه به حق دو است: یکی راه عام و دیگر راه خاص.» گفتند: «شرح کن.» گفت: «راه عوام آن است که تو بر آنی به علتی قبول کن و به علتی رد و راه خواص آن که ایشان معلل علت بینند نه علت.»
# - 34
و حقیقت این حکایت بشرح گذشته است و مراد جز این است. والله اعلم بالصواب و الیه المرجع و المآب.
# - 35
و من ذلک: القبض و البسط، و الفرق بینهما
انتخابشده - 36
بدان که قبض و بسط دو حالت اند از آن احوالی که تکلف بنده از آن ساقط است؛ چنان که آمدنش به کسبی نباشد و رفتن به جهدی نه؛ قوله، تعالی: «و الله یقبض و یبسط (۲۴۵/البقره).» پس قبض عبارتی بود از قبض قلوب اندر حالت حجاب و بسط عبارتی است از بسط قلوب اندر حالت کشف و این هر دو از حق است بی تکلف بنده و قبض اندر روزگار عارفان، چون خوف باشد اندر روزگار مریدان و بسط اندر روزگار عارفان چون رجا باشد اندر روزگار مریدان به قول این گروه که قبض و بسط را بر این معنی حمل کنند.
# - 37
و از مشایخ گروهی بر آنند که رتبت قبض رفیع تر است از رتبت بسط مر دو معنی را: یکی آن که ذکرش مقدم است اندر کتاب و دیگر آن که اندر قبض گدازش و قهر است و اندر بسط نوازش و لطف و لامحاله گدازش بشریت و قهر نفس فاضل تر باشد از پرورش آن؛ از جهت آن که آن حجاب اعظم است و گروهی بر آنند که رتبت بسط رفیع تر است از رتبت قبض؛ از آن که تقدیم ذکر آن اندر کتاب علامت تقدیم فضل موخر است بر آن؛ از آن چه اندر عرف عرب آن است که اندر ذکر مقدم دارند مر چیزی را که اندر فضل موخر بود؛ کما قال الله، تعالی: «فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله (۳۲/فاطر)»، و نیز گفت: «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین (۲۲۲/البقره)، و قوله تعالی: «یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین (۴۳/آل عمران).» و نیز اندر بسط سرور است و اندر قبض ثبور و سرور عارفان جز در وصل معروف نباشد و ثبورشان جز در فصل مقصود نه. پس قرار اندر محل وصل بهتر از قرار اندر محل فراق.
# - 38
و شیخ من گفتی رحمه الله علیه: که قبض و بسط هر دو یک معنی است که از حق به بنده پیوندد. که چون آن بر دل نشان کند، یا سر بدان مسرور شود و نفس بدان مقهور یا سر مقهور شود و نفس مسرور و اندر قبض سر یکی بسط نفس وی باشد و اندر بسط سر دیگری قبض نفس وی؛ و آن که از آن جز این عبارت کند تضییع انفاس باشد و از آن گفت بایزید، رحمه الله علیه: «قبض القلوب فی بسط النفوس و بسط القلوب فی قبض النفوس.» پس نفس مقبوض از خلل محفوظ باشد و سر مبسوط از زلل مضبوط؛ از آن چه اندر دوستی غیرت مذهب است و قبض علامت غیرت حق باشد و مر دوست را با دوست معاتبت شرط است و بسط علامت معاتبت باشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «کشف الحجاب العاشر فی بیان منطقهم و حدود الفاظهم و حقائق معانیهم» است.