کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دومِ میانی · شماره 108

نوع آخر این حدود الفاظی است که اندر توحید خداوند تعالی استعمال کنند و اندر بیان اعتقاد ایشان اندر حقایق بی استعارت مستعمل دارند و از آن جمله یکی این است:

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 105

    الانزجاج: تحرک دل بود اندر حال وجد.

    #
  2. 106

    این است معنی بعضی از الفاظ ایشان بر سبیل اختصار و بالله العون و العصمه.

    #
  3. 107

    * * *

    #
  4. 108

    نوع آخر این حدود الفاظی است که اندر توحید خداوند تعالی استعمال کنند و اندر بیان اعتقاد ایشان اندر حقایق بی استعارت مستعمل دارند و از آن جمله یکی این است:

    انتخاب‌شده
  5. 109

    العالم: عالم عبارتی است از مخلوقات خداوند. و گویند: «هژده هزار عالم و پنجاه هزار عالم.» و فلاسفه گویند: «دو عالم علوی و سفلی.» و علمای اصول گویند: «از عرش تا ثری هرچه هست عالم است.» و در جمله عالم اجتماع مختلفات بود و اهل این طریقت نیز «عالم ارواح و نفوس» گویند. و مرادشان نه آن بود که فلاسفه را بود، که مرادشان اجتماع ارواح و نفوس باشد.

    #
  6. 110

    المحدث: متاخر اندر وجود، یعنی نبوده و پس ببوده.

    #
  7. 111

    القدیم: سابق اندر وجود و همیشه بود آن که هستی وی سابق بود مر همه هستی ها را و این به جز خداوند تعالی نیست.

    #