نثر · شماره 110
المحدث: متاخر اندر وجود، یعنی نبوده و پس ببوده.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 107
* * *
# - 108
نوع آخر این حدود الفاظی است که اندر توحید خداوند تعالی استعمال کنند و اندر بیان اعتقاد ایشان اندر حقایق بی استعارت مستعمل دارند و از آن جمله یکی این است:
# - 109
العالم: عالم عبارتی است از مخلوقات خداوند. و گویند: «هژده هزار عالم و پنجاه هزار عالم.» و فلاسفه گویند: «دو عالم علوی و سفلی.» و علمای اصول گویند: «از عرش تا ثری هرچه هست عالم است.» و در جمله عالم اجتماع مختلفات بود و اهل این طریقت نیز «عالم ارواح و نفوس» گویند. و مرادشان نه آن بود که فلاسفه را بود، که مرادشان اجتماع ارواح و نفوس باشد.
# - 110
المحدث: متاخر اندر وجود، یعنی نبوده و پس ببوده.
انتخابشده - 111
القدیم: سابق اندر وجود و همیشه بود آن که هستی وی سابق بود مر همه هستی ها را و این به جز خداوند تعالی نیست.
# - 112
الازل: آن چه مر آن را اول نیست.
# - 113
الابد: آن چه مر آن را آخر نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 110 از «کشف الحجاب العاشر فی بیان منطقهم و حدود الفاظهم و حقائق معانیهم» است.