کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 112

الازل: آن چه مر آن را اول نیست.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 109

    العالم: عالم عبارتی است از مخلوقات خداوند. و گویند: «هژده هزار عالم و پنجاه هزار عالم.» و فلاسفه گویند: «دو عالم علوی و سفلی.» و علمای اصول گویند: «از عرش تا ثری هرچه هست عالم است.» و در جمله عالم اجتماع مختلفات بود و اهل این طریقت نیز «عالم ارواح و نفوس» گویند. و مرادشان نه آن بود که فلاسفه را بود، که مرادشان اجتماع ارواح و نفوس باشد.

    #
  2. 110

    المحدث: متاخر اندر وجود، یعنی نبوده و پس ببوده.

    #
  3. 111

    القدیم: سابق اندر وجود و همیشه بود آن که هستی وی سابق بود مر همه هستی ها را و این به جز خداوند تعالی نیست.

    #
  4. 112

    الازل: آن چه مر آن را اول نیست.

    انتخاب‌شده
  5. 113

    الابد: آن چه مر آن را آخر نیست.

    #
  6. 114

    الذات: هستی چیز و حقیقت آن.

    #
  7. 115

    الصفه: آن چه نعت نپذیرد؛ از آن چه به خود قایم نیست.

    #