نثر · شماره 143
الاختبار: به اختبار امتحان دل اولیا خواهند به گونه گونه بلاها از حق تعالی بدان آیداز خوف و حزن و قبض و هیبت ومانند آن؛ لقوله تعالی: «اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی لهم مغفره و اجر عظیم (۳/الحجرات).» و اندر این درجتی عظیم باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 140
الاختیار: به اختیار آن خواهند که اختیار کند مر اختیار حق را بر اختیار خود؛ یعنی بدانچه حق تعالی مر ایشان را اختیار کرده است از خیر و شر، بسند کار باشند و اختیار کردن بنده مر اختیار حق را تعالی هم به اختیار حق بود؛ که اگر نه آن بودکه حق تعالی ورا بی اختیار کردی وی اختیار خود فرو نگذاشتی.
# - 141
و از ابویزید رضی عنه پرسیدند که: «امیر که باشد؟» گفت: «آن که ورا اختیار نمانده باشد و اختیار حق وی را اختیار گشته باشد.»
# - 142
و از جنید رضی الله عنه می آید که وقتی وی راتب آمد گفت: «بار خدایا، مرا عافیت ده.» به سرش ندا آمد که: «تو کیستی که در ملک من سخن گویی و اختیار کنی؟ من تدبیر ملک خود بهتر ازتو دانم. تو اختیار من اختیار کن نه خود را به اختیار خود پدیدار کن.»
# - 143
الاختبار: به اختبار امتحان دل اولیا خواهند به گونه گونه بلاها از حق تعالی بدان آیداز خوف و حزن و قبض و هیبت ومانند آن؛ لقوله تعالی: «اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی لهم مغفره و اجر عظیم (۳/الحجرات).» و اندر این درجتی عظیم باشد.
انتخابشده - 144
البلاء: به بلا امتحان تن دوستان خواهند به گونه گونه مشقت ها و بیماریهاو رنجها؛ که هرچند بلا بر بنده قوت بیشتر پیدا می کند قربت زیادت می شود ورا با حقتعالی که بلا لباس اولیاست و کدوادۀ اصفیا و غذای انبیا، صلوات الله علیهم. ندیدی که پیغمبر صلی الله علیه و سلم گفت: «اشد البلاء بالانبیاء ثم الاولیاء، ثم الامثل فالامثل. نحن معاشر الانبیاء اشد الناس بلاء.» و فی الجمله بلا نام رنجی باشد که بر دل و تن مومن پیدا شود که حقیقت آن نعمت بود و به حکم آن که سر آن بر بنده پوشیده باشد با احتمال کردن آلام آن وی را از آن ثواب باشد؛ و باز آن چه بر کافران باشد آن نه بلا بود که آن شقا بود، و هرگز مر کافر را از شقا شفا نبود پس مرتبت بلا بزرگتر از امتحان بود؛ که تاثیر آن بر دل بود و از آن این بر دل و تن والله اعلم.
# - 145
التحلی: تحلی تشبه باشد به قوم ستوده به قول و عمل؛ قوله، علیه السلام: «لیس الیمان بالتحلی و التمنی، ولکن ماوقر بالقلوب و صدقه العمل.»
# - 146
پس ماننده کردن خود را به گروهی بی حقیقت معاملت ایشان، تحلی بود و آنان که نمایند و نباشند زود فضیحت شوند و رازشان آشکارا گردد هر چند که به نزدیک اهل تحقیق خود ایشان فضیحت باشند ورازشان آشکارا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 143 از «کشف الحجاب العاشر فی بیان منطقهم و حدود الفاظهم و حقائق معانیهم» است.