کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 159

* * *

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 156

    التلبیس: نمودن چیزی را به خلاف تحقیق آن به خلق، تلبیس خوانند؛ لقوله تعالی: «و للبسنا علیهم مایلبسون (۹/الانعام).» و جز حق را تعالی این صفت محال باشد؛ که کافر را به نعم مومن می نماید و مومن را به نعم کافر تا وقت اظهار حکم وی باشد اندر هر کسی و چون یکی از این طایفه خصالی محمود را بپوشاند به صفاتی مذموم گویند: «تلبیس می کند.» و جز این معانی را این عبارت استعمال نکنند، نفاق و ریا را تلبیس نخوانند هر چند که در اصل تلبیس باشد؛ از آن چه تلبیس جز اندر اقامت حد مستعمل نباشد و الله اعلم.

    #
  2. 157

    الشرب: حلاوت طاعت و لذت کرامت و راحت انس را این طایفه شرب خوانند. و هیچ کس کار بی شرب نتواند کرد، و چنان که شرب تن از آب باشد شرب دل از راحات و حلاوت دل باشد و شیخ من رضی الله عنه گفتی: «مرید و عارف باید که از شرب ارادت و معرفت بیگانه باشد.» و یکی گوید که: «مرید را باید که از کردار خود شربی بود تا حق طلب اندر ارادت به جای آرد و عارف را نباید که شرب باشد تا بدون حق با شرب و راحاتی که به نفس باز می گردد بیارامد.»

    #
  3. 158

    الذوق: ذوق مانند شرب باشد، اما شرب جز اندر راحات مستعمل نیست و ذوق مر رنج و راحات را نیکو اید؛ چنان که کسی گوید: «ذقت الخلاف و ذقت البلاء و ذقت الراحه» همه درست اید و باز شرب را گویند: «شربت بکاس الوصل و بکاس الود». و مانند این بسیار است؛ قوله تعالی: «کلوا و اشربوا هنیئا (۴۳/المرسلات)»، و چون از ذوق یاد کرد گفت: «ذق انک انت العزیز الکریم (۴۹/الدخان)»، جای دیگر گفت: «ذوقوا مس سقر (۴۸/القمر).»

    #
  4. 159

    * * *

    انتخاب‌شده
  5. 160

    این است احکام حدود الفاظ متداول ایشان که یاد کردم و اگر بجملگی ثبت کنم کتاب مطول گردد. والله اعلم بالصواب.

    #
  6. 161

    #