نثر · شماره 5
و معروف است که: چون پیش رسول علیه السلام برخواندند: «ان لدینا انکالا وجحیما و طعاما ذا غصه و عذابا الیما (۱۲ و ۱۳/ المزمل)»، وی بیهوش بیفتاد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
و خداوند تعالی پریان را بفرستاد تا فوج فوج بیامدند و سخن خدای تعالی از پیغامبر علیه السلام می شنیدند؛ لقوله تعالی: «فقالوا انا سمعنا قرانا عجبا (۱/الجن).» آنگاه ما را خبر داد از قول پریان که این قرآن راهنمای است مر دل بیمار را به طریق صواب، عز من قائل: «یهدی الی الرشد فامنا به ولن نشرک بربنا احدا (۲/الجن).»
# - 3
پس پند آن نیکوتر است از همه پندها و لفظش موجزتر از همه لفظ ها و امرش لطیف تر از همه امرها و نهیش زاجرتر از همه نهی ها و وعدش دلربای تر از همه وعدهاووعیدش جانگدازتر از همه وعیدها و قصه هاش مشبع تر از همه قصه ها و امثالش فصیح تر از همه مثلها. هزار دل را سماع آن صید کرده است و هزار جان را لطایف آن به غارت داده، عزیزان دنیا را ذلیل کند و ذلیلان دنیا عزیز کند.
# - 4
عمر بن الخطاب رضی الله عنه بشنید که خواهر و دامادش مسلمان شدند. قصد ایشان کرد با شمشیر آخته، و مر قتل ایشان را ساخته و دل از مهر ایشان بپرداخته؛ تا حق تعالی لشکری از لطف اندر زوایای سورۀ طه به کمین نشاند؛ تا به در سرای آمد و خواهرش می خواند: «طه، ما انزلنا علیک القران لتشقی الا تذکره لمن یخشی (۱، ۲، ۳/طه).» جانش صید دقایق آن شد و دلش بستۀ لطف آن گشت. طریق صلح جست و جامۀ جنگ برکشید و از مخالفت به موافقت آمد.
# - 5
و معروف است که: چون پیش رسول علیه السلام برخواندند: «ان لدینا انکالا وجحیما و طعاما ذا غصه و عذابا الیما (۱۲ و ۱۳/ المزمل)»، وی بیهوش بیفتاد.
انتخابشده - 6
و گویند: مردی پیش عمر برخواند، رضی الله عنه: «ان عذاب ربک لواقع (۷/الطور)»، وی نعره ای بزد و بیهوش بیفتاد. برداشتند وی را و به خانه بردند تا یک ماه پیوسته بیمار بود، از وجل و ترس خداوند، عز و جل.
# - 7
و گویند: مردی پیش عبدالله بن حنظله برخواند: «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش (۴۱/الاعراف).» گریستن بر وی افتاد تا جایی که گویند پنداشتند که جان از وی جدا شد. آنگاه بر پای خاست گفتند: «بنشین، ای استاد.» گفت: «هیبت این آیت از نشستن مرا می باز دارد.»
# - 8
و گویند: پیش جنید رضی الله عنه برخواندند: «لم تقولون مالاتفعلون (۲/الصف).» وی گفت: «بارخدایا، ان قلنا قلنا بک و ان فعلنا فعلنا بتوفیقک فاین القول و الفعل؟»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «باب سماع القرآن و ما یتعلق به» است.