کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 25

و روی عن رسول الله، صلی الله علیه: «انه قال لابن مسعود: اقرا. فقال: انا اقرا و علیک انزل. قال رسول الله، صلی الله علیه و سلم: انا احب ان اسمع من غیری.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 22

    و قوله، تعالی: «لو کنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر (۱۰/الملک)، اگر بحق بشنیدیمی و یا به تحقیق بدانستیمی به دوزخ گرفتار نگشتیمی.»

    #
  2. 23

    و قوله، تعالی: «ومنهم من یستمع الیک وجعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی اذانهم وقرا (۲۵/ الانعام)، و گروهی که از تو بشنوند بر دلشان حجاب باشد یا بر گوششان کری، تا چنان باشد که نشنیده باشند»، لقوله، تعالی: «ولاتکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لایسمعون (۲۱/الانفال)»، بر وجه شکایت گفت: چنان مباشید که آن گروهی گفتند: شنیدیم و نشنیدند؛ یعنی نه به دل شنیدند.

    #
  3. 24

    و مانند این آیات بسیار است اندر کتاب خدای، تعالی.

    #
  4. 25

    و روی عن رسول الله، صلی الله علیه: «انه قال لابن مسعود: اقرا. فقال: انا اقرا و علیک انزل. قال رسول الله، صلی الله علیه و سلم: انا احب ان اسمع من غیری.»

    انتخاب‌شده
  5. 26

    و این دلیلی واضح است بر آن که مستمع کامل حال تر از قاری بود، که گفت: «من آن دوستتر دارم که بشنوم از غیر خود»؛ از آن چه قاری یا از حال گوید یا از غیر حال و مستمع جز به حال نشنود؛ که اندر نطق نوعی از تکبر بود و اندر استماع نوعی از تواضع.

    #
  6. 27

    و نیز گفت، پیغمبر، علیه السلام: «شیبتنی سوره هود. شنیدن سورۀ هود مرا پیر گردانید.» و گویند این از آن بود که اندرآن سوره حاصل است «فاستقم کما امرت (۱۱۲/هود).» و آدمی عاجز است از استقامت به امور حق؛ از آن چه بنده بی توفیق حق هیچ چیز نتواند کرد چون گفت: «فاستقم کما امرت» متحیر شد، که گفت: این چگونه خواهد بود که من به حکم این امر قیام توانم کرد؟ از رنج دل قوت ازوی بشد رنج بر رنج زیادت شد روزی اندر خانۀ خود برخاست و دست ها بر زمین نهاد و قوت کرد؛ تا ابوبکر رضی الله عنه گفت: «این چه حالت است، یا رسول الله، و تو جوان و تندرست؟» گفت: «سورۀ هود مرا پیر کرد؛ یعنی سماع این امر بر دلم چندان قوت کرد که قوتم ساقط شد.»

    #
  7. 28

    روی ابوسعید الخدری، رضی الله عنه؛ کنت فی عصابه فیها ضعفاء المهاجرین، و ان بعضهم یستر بعضا من العری، و قاری یقرا علینا. و نحن نستمع لقراءته. فقال: فجاء رسول الله صلی الله علیه و سلم حتی قام علینا، فلما راه القاری سکت. قال: فسلم و قال: «ماذا کنتم تصنعون؟» قلنا: «یا رسول الله، کان قاری یقرا علینا و نحن نستمع لقراءته.» فقال النبی، علیه السلام: «الحمد لله الذی جعل فی امتی من امرت ان اصبر نفسی معهم.» قال: ثم جلس وسطنا لیعدل نفسه فینا، ثم قال بیده هکذا فتحلق القوم فلم یعرف رسول الله صلی الله علیه و سلم منهم احد. قال: و کانوا ضعفاء المهاجرین. فقال النبی، علیه السلام: «ابشروا صعالیک المهاجرین بالفوز التام یوم القیامه یدخلون الجنه قبل اغنیاءکم بنصف یوم کان مقداره خمسمائه عام.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 25 از «باب سماع القرآن و ما یتعلق به» است.