نثر · شماره 30
و این خبر را به چند روایت مختلف بیارند، اما اختلاف اندر عبارت است. معنی همه درست است.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 27
و نیز گفت، پیغمبر، علیه السلام: «شیبتنی سوره هود. شنیدن سورۀ هود مرا پیر گردانید.» و گویند این از آن بود که اندرآن سوره حاصل است «فاستقم کما امرت (۱۱۲/هود).» و آدمی عاجز است از استقامت به امور حق؛ از آن چه بنده بی توفیق حق هیچ چیز نتواند کرد چون گفت: «فاستقم کما امرت» متحیر شد، که گفت: این چگونه خواهد بود که من به حکم این امر قیام توانم کرد؟ از رنج دل قوت ازوی بشد رنج بر رنج زیادت شد روزی اندر خانۀ خود برخاست و دست ها بر زمین نهاد و قوت کرد؛ تا ابوبکر رضی الله عنه گفت: «این چه حالت است، یا رسول الله، و تو جوان و تندرست؟» گفت: «سورۀ هود مرا پیر کرد؛ یعنی سماع این امر بر دلم چندان قوت کرد که قوتم ساقط شد.»
# - 28
روی ابوسعید الخدری، رضی الله عنه؛ کنت فی عصابه فیها ضعفاء المهاجرین، و ان بعضهم یستر بعضا من العری، و قاری یقرا علینا. و نحن نستمع لقراءته. فقال: فجاء رسول الله صلی الله علیه و سلم حتی قام علینا، فلما راه القاری سکت. قال: فسلم و قال: «ماذا کنتم تصنعون؟» قلنا: «یا رسول الله، کان قاری یقرا علینا و نحن نستمع لقراءته.» فقال النبی، علیه السلام: «الحمد لله الذی جعل فی امتی من امرت ان اصبر نفسی معهم.» قال: ثم جلس وسطنا لیعدل نفسه فینا، ثم قال بیده هکذا فتحلق القوم فلم یعرف رسول الله صلی الله علیه و سلم منهم احد. قال: و کانوا ضعفاء المهاجرین. فقال النبی، علیه السلام: «ابشروا صعالیک المهاجرین بالفوز التام یوم القیامه یدخلون الجنه قبل اغنیاءکم بنصف یوم کان مقداره خمسمائه عام.»
# - 29
: من با گروهی بودم از فقرای مهاجرین که ایشان بعضی از اندام خود بپوشیده بودند به بعض دیگران از برهنگی و قاری بر ما می خواند و ما سماع می کردیم یعنی استماع قرائت وی را. تا پیغامبر علیه السلام بیامد و بر سر ما بیتساد چون قاری وی را بدید خاموش شد. پیغامبر علیه السلام بر ما سلام گفت و گفت: «اندر چه کار بودید؟» گفتیم: «یا رسول الله، قاری می خواند و ما سماع می کردیم خواندن او را.» آنگاه پیغامبر گفت، علیه السلام: «الحمدلله که اندر امت من گروهی آفرید که مرا بفرمود تا اندر صحبت ایشان صبر کنم.» آنگاه اندر میان ما بنشست چون یکی از ما تا خود را برابر ما کرد. پس حلقه کردند آن گروه، و کس اندر میان ما پیغمبر را علیه السلام از ایشان باز نمی شناخت. آنگاه مر ایشان را گفت: «بشارت مر شما را، ای درویشان مهاجریان، به فیروزی تمام اندر روز قیامت که اندر آیید به بهشت پیش از توانگران به نیم روز و آن پانصد ساله عمر بود.»
# - 30
و این خبر را به چند روایت مختلف بیارند، اما اختلاف اندر عبارت است. معنی همه درست است.
انتخابشده - 31
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 30 از «باب سماع القرآن و ما یتعلق به» است.