کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 14

وقتی من به مرو بودم. یکی از ائمۀ اهل حدیث آن که معروفترین بود مرا گفت: «من اندر اباحت سماع کتابی کرده ام.» گفتم: «بزرگ مصیبتی که اندر دین پدیدار آمد، که خواجه امام لهوی را که اصل همه فسقهاست حلال کرد!» مرا گفت: «تو اگر حلال نمی داری، چرا می کنی؟» گفتم: «حکم این بر وجوه است بر یک چیز قطع نتوان کرد اگر تاثیر اندر دل حلال بود سماع حلال بود؛ و اگر حرام حرام، و اگر مباح مباح. چیزی را که حکم ظاهرش فسق است و اندر باطن حالش بر وجوه است اطلاق آن به یک چیز محال بود.» والله اعلم بالصواب.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 11

    و اندر کودکان خرد این حکم ظاهر است که چون بگریند اندر گاواره، کسی نوایی بزند خاموش شوند و مر آن را بشنوند و اطبا گویند مر این کودک را که حس وی درست است و به بزرگی زیرک باشد و از آن بود که آن ملک عجم را وفات آمد از وی پسری ماند دو ساله. وزرا گفتند که: «اینی را بر تخت مملکت باید نشاند؟» با بزرجمهر تدبیر کردند. وی گفت: «صواب اید. اما بباید آزمود تا حسش درست هست و بدو امید توان داشت؟» گفتند: «تدبیر این چیست؟» بفرمود تا غنا می کردند وی اندر آن میان به طرب آمد و دست و پای زدن گرفت. بزرجمهر گفت: «این امیدوار است به ملک.»

    #
  2. 12

    و اصوات را تاثیر از آن ظاهرتر است به نزدیک عقلا که به اظهار برهان وی حاجت آید و هر که گوید: «مرا به الحان و اصوات و مزامیر خوش نیست»، یا دروغ گوید، یا نفاق کند، و یا حس ندارد واز جملۀ مردمان و ستوران بیرون باشد. منع گروهی از آن بدان است که رعایت امر خداوند کنند و فقها متفق اند که: چون ادوات ملاهی نباشد و اندر دل فسقی پدیدار نیاید، شنیدن آن مباح است و بر این آثار و اخبار بسیار آرند. کما روی عن عایشه رضی الله عنها قالت: «عندی جاریه تغنی، فاستاذن عمر، فلما، سمعت حسه فرت فلما دخل عمر تبسم رسول الله، صلی الله علیه و سلم. فقال له عمر: ما اضحکک، یا رسول الله؟ قال: کانت عندنا جاریه تغنی فلما سمعت حسک فرت. فقال عمر: لاابرح حتی اسمع ماکان سمع رسول الله، صلی الله علیه و سلم. فدعا رسول الله صلی الله علیه و سلم الجاریه، فاخذت تغنی و رسول الله صلی الله علیه و سلم یستمع.»

    #
  3. 13

    و بسیاری از صحابه رضوان الله علیهم مانند این آورده اند و شیخ ابوعبدالرحمان سلمی آن جمله را جمع کرده است، اندر کتاب سماع و به اباحت آن قطع کرده و مراد مشایخ متصوفه از این به جز این است؛ از آن چه اندر اعمال فواید بایداباحت طلبیدن کار عوام باشد و محل مباح ستوران اند. بندگان مکلف را باید تا از کردار فایده طلبند.

    #
  4. 14

    وقتی من به مرو بودم. یکی از ائمۀ اهل حدیث آن که معروفترین بود مرا گفت: «من اندر اباحت سماع کتابی کرده ام.» گفتم: «بزرگ مصیبتی که اندر دین پدیدار آمد، که خواجه امام لهوی را که اصل همه فسقهاست حلال کرد!» مرا گفت: «تو اگر حلال نمی داری، چرا می کنی؟» گفتم: «حکم این بر وجوه است بر یک چیز قطع نتوان کرد اگر تاثیر اندر دل حلال بود سماع حلال بود؛ و اگر حرام حرام، و اگر مباح مباح. چیزی را که حکم ظاهرش فسق است و اندر باطن حالش بر وجوه است اطلاق آن به یک چیز محال بود.» والله اعلم بالصواب.

    انتخاب‌شده
  5. 15

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 14 از «باب سماع الاصوات و الالحان» است.