کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخستِ میانی · شماره 15

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    و اصوات را تاثیر از آن ظاهرتر است به نزدیک عقلا که به اظهار برهان وی حاجت آید و هر که گوید: «مرا به الحان و اصوات و مزامیر خوش نیست»، یا دروغ گوید، یا نفاق کند، و یا حس ندارد واز جملۀ مردمان و ستوران بیرون باشد. منع گروهی از آن بدان است که رعایت امر خداوند کنند و فقها متفق اند که: چون ادوات ملاهی نباشد و اندر دل فسقی پدیدار نیاید، شنیدن آن مباح است و بر این آثار و اخبار بسیار آرند. کما روی عن عایشه رضی الله عنها قالت: «عندی جاریه تغنی، فاستاذن عمر، فلما، سمعت حسه فرت فلما دخل عمر تبسم رسول الله، صلی الله علیه و سلم. فقال له عمر: ما اضحکک، یا رسول الله؟ قال: کانت عندنا جاریه تغنی فلما سمعت حسک فرت. فقال عمر: لاابرح حتی اسمع ماکان سمع رسول الله، صلی الله علیه و سلم. فدعا رسول الله صلی الله علیه و سلم الجاریه، فاخذت تغنی و رسول الله صلی الله علیه و سلم یستمع.»

    #
  2. 13

    و بسیاری از صحابه رضوان الله علیهم مانند این آورده اند و شیخ ابوعبدالرحمان سلمی آن جمله را جمع کرده است، اندر کتاب سماع و به اباحت آن قطع کرده و مراد مشایخ متصوفه از این به جز این است؛ از آن چه اندر اعمال فواید بایداباحت طلبیدن کار عوام باشد و محل مباح ستوران اند. بندگان مکلف را باید تا از کردار فایده طلبند.

    #
  3. 14

    وقتی من به مرو بودم. یکی از ائمۀ اهل حدیث آن که معروفترین بود مرا گفت: «من اندر اباحت سماع کتابی کرده ام.» گفتم: «بزرگ مصیبتی که اندر دین پدیدار آمد، که خواجه امام لهوی را که اصل همه فسقهاست حلال کرد!» مرا گفت: «تو اگر حلال نمی داری، چرا می کنی؟» گفتم: «حکم این بر وجوه است بر یک چیز قطع نتوان کرد اگر تاثیر اندر دل حلال بود سماع حلال بود؛ و اگر حرام حرام، و اگر مباح مباح. چیزی را که حکم ظاهرش فسق است و اندر باطن حالش بر وجوه است اطلاق آن به یک چیز محال بود.» والله اعلم بالصواب.

    #
  4. 15

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «باب سماع الاصوات و الالحان» است.