کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

و باز موحدان در شعر شاعر نظر کردند آفرینندۀ طبع ورا دیدند و زدایندۀ خاطرش را و اندر آن اعتبار فعل را بر فاعل دلیل کردند؛ تا آن گروه اندر حق گمراه شدند و این گروه اندر باطل، راه یافتند و انکار این مکابره ای عیان باشد.

چهرهٔ هجویریشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    و آنگاه چون حق تعالی خواست که مستمع صوت و متابع طبع را جدا کند از اهل حق و مستمع حقیقت، ابلیس را به درخواست وی و حیله و مکر وی بماند تا نای و طنبور بساخت و اندر برابر مجلس داود علیه السلام مجلسی فرا گسترید تا آنان که می صوت داود شنیدند به دو گروه شدند: یکی آن که اهل شقاوت بودند و دیگر آن که اهل سعادت. آن گروه به مزامیر ابلیس مشغول شدند و این گروه به اصوات داود بماندند؛ و باز آن که اهل معنی بودند صوت داود و غیر وی اندر پیش دل ایشان نبود؛ از آن چه همه حق می دیدند، اگر مزامیر دیو شنیدندی اندر آن فتنۀ حق دیدندی و اگر صوت داود اندر آن هدایت حق، از کل بازماندند و از متعلقات اعراض کردند و هر دو را چنان که بود بدیدند صواب را به صواب و خطا را به خطا. و آن را که سماع بدین نوع بود هرچه بشنود همه حلال باشدش.

    #
  2. 5

    و گروهی گویند از مدعیان که: «ما را سماع بر خلاف این می افتد که هست.» و این محال باشد؛ از آن چه کمال ولایت آن بود که هر چیزی چنان بینی که هست تا دیده درست باشد و اگر بر خلاف بینی درست نیاید ندیدی که پیغمبر علیه السلام چه گفت؛ قوله، علیه السلام: «اللهم ارنا الاشیاء کماهی. بار خدایا بنمای ما را هر چیزی چنان که آن است.» و چون دیدن درست مر چیزها را آن بود که ببینی بر آن صفت که هست، پس سماع درست نیز آن بود که بشنوی هر چیزی را چنان که هست آن چیز اندر نعت و حکم.

    #
  3. 6

    و آنان که اندر مزامیر مفتون شوند و به هوی و لهو مقرون شوند، از آن است که می به خلاف آن بشنوند که هست. اگر بر موافقت حکم آن سماع کنندی از همه آفات آن برهندی. ندیدی که اهل ضلالت کلام خدای تعالی بشنیدند و ضلالتشان بر ضلالت زیادت شد؟ چنان که نضر بن الحارث گفت: «هذا اساطیر الاولین» و عبدالله بن سعد بن ابی سرح که کاتب وحی بود گفت: «فتبارک الله احسن الخالقین (۱۴/المومنون)»، و گروهی دیگر «ثم استوی علی العرش (۵۴/الاعراف)» را اثبات مکان و جهت و گروهی «وجاء ربک والملک صفا صفا (۲۲/الفجر)» را دلیل مجیء! چون دلشان محل ضلالت بود شنیدن کلام رب العزه ایشان را هیچ سود نداشت.

    #
  4. 7

    و باز موحدان در شعر شاعر نظر کردند آفرینندۀ طبع ورا دیدند و زدایندۀ خاطرش را و اندر آن اعتبار فعل را بر فاعل دلیل کردند؛ تا آن گروه اندر حق گمراه شدند و این گروه اندر باطل، راه یافتند و انکار این مکابره ای عیان باشد.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «باب احکام السماع» است.