کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 4

اما زندقه پارسی است معرب، و به زبان عجم زند تاویل باشد و بدان سبب ایشان مر آن تفسیر کتاب خود «زند و پازند» خوانند. چون خواستند اهل لغت که ابنای مجوس را، که با بابک و افشین نامی کنند زندیق نام کردندشان، به حکم آن که می گفتند که هر چیزی که این مسلمانان می گویند تاویل است که ظاهر حکم آن را نقض کند و تنزیل دخول باشد اندر دیانت و تاویل سلخ از آن. و امروز بقیت ایشان مشیعۀ مصر همان گویند.

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    و مشایخ را رضی الله عنهم اندر این معنی کلمات لطیف است بیش از آن که جملگی آن را این کتاب حمل تواند کرد، اما آن چه ممکن شود من اندر این فصل اثبات کنم تا فایده تمام تر باشد والله اعلم.

    #
  2. 2

    ذی النون گوید، رحمه الله علیه: «السماع وارد الحق یزعج القلوب الی الحق، فمن اصغی الیه بحق تحقق و من اصغی الیه بنفس تزندق.»

    #
  3. 3

    سماع وارد حق است که دل ها بدو برانگیزد و بر طلب وی حریص کند هر که آن را به حق شنود به حق راه یابد، و هرکه به نفس شنود اندر زندقه افتد مراد از این نه آن است که باید تا سماع علت وصل حق باشد؛ که مراد آن است که مستمع به حق معنی شنود نه صوت، و دل وی محل وارد حق باشد. پس چون این معنی به دل رسید دل را برانگیزد. آن که اندر آن متابع حق باشد محقق شود و آن که متابع نفس باشد محجوب باشد و تعلق به تاویل کند. آنگاه ثمرۀ آن سماع، کشف باشد و از آن این سماع، ستر.

    #
  4. 4

    اما زندقه پارسی است معرب، و به زبان عجم زند تاویل باشد و بدان سبب ایشان مر آن تفسیر کتاب خود «زند و پازند» خوانند. چون خواستند اهل لغت که ابنای مجوس را، که با بابک و افشین نامی کنند زندیق نام کردندشان، به حکم آن که می گفتند که هر چیزی که این مسلمانان می گویند تاویل است که ظاهر حکم آن را نقض کند و تنزیل دخول باشد اندر دیانت و تاویل سلخ از آن. و امروز بقیت ایشان مشیعۀ مصر همان گویند.

    انتخاب‌شده
  5. 5

    پس مراد ذی النون رضی الله عنه از این آن بوده است که اهل تحقیق در سماع محقق شوند و اهل هوی موول؛ که آن را تاویل بعید کنند و بدان به فسق افتند.

    #
  6. 6

    شبلی گوید، رضی الله عنه: «السماع ظاهره فتنه و باطنه عبره، فمن عرف الاشاره حل له استماع العبره و الا فقد استدعی الفتنه و تعرض للبلیه.»

    #
  7. 7

    ظاهر سماع فتنه است و باطنش عبرت است آن که اهل اشارت است مر او را سماع عبرت حلال باشد و الا آن دیگر طلب فتنه است و تعلق به بلا؛ یعنی آن را که کلیت دلش مستغرق حدیث حق نیست سماع بلای وی است و آفتگاه وی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «فصل» است.