کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 15

چه کنم سماع را که چون قاری خاموش شود آن منقطع شود؟ چه کنم؟ که چنان باید که سماع به سماع متصل باشد پیوسته که هرگز بریده نگردد و این نشان از اجتماع همت داده است اندر روضۀ محبت که چون بنده بدان درجت برسد همه عالم سماع وی شود از حجر و مدر. و این درجت بزرگ است و الله اعلم بالصواب و الیه المرجع و المآب.

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    و شیخ من گوید، رضی الله عنه: «السماع زاد المضطرین، فمن وصل استغنی عن السماع.»

    #
  2. 13

    سماع توشۀ بازماندگان است، هر که رسید ورا به سماع حاجت نیاید؛ از آن چه اندر محل وصل حکم سمع معزول بود؛ که سمع مر خیر را باید و خیر از غایب کنند. چون معاینه شد سماع متلاشی شود.

    #
  3. 14

    و حصری گوید، رحمه الله علیه: «ایش اعمل بالسماع ینقطع اذا قطع ممن نسمع منه؟ ینبغی ان یکون سماعک متصلا غیر منقطع.»

    #
  4. 15

    چه کنم سماع را که چون قاری خاموش شود آن منقطع شود؟ چه کنم؟ که چنان باید که سماع به سماع متصل باشد پیوسته که هرگز بریده نگردد و این نشان از اجتماع همت داده است اندر روضۀ محبت که چون بنده بدان درجت برسد همه عالم سماع وی شود از حجر و مدر. و این درجت بزرگ است و الله اعلم بالصواب و الیه المرجع و المآب.

    انتخاب‌شده
  5. 16

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «فصل» است.