نثر · شماره 15
چه کنم سماع را که چون قاری خاموش شود آن منقطع شود؟ چه کنم؟ که چنان باید که سماع به سماع متصل باشد پیوسته که هرگز بریده نگردد و این نشان از اجتماع همت داده است اندر روضۀ محبت که چون بنده بدان درجت برسد همه عالم سماع وی شود از حجر و مدر. و این درجت بزرگ است و الله اعلم بالصواب و الیه المرجع و المآب.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
و شیخ من گوید، رضی الله عنه: «السماع زاد المضطرین، فمن وصل استغنی عن السماع.»
# - 13
سماع توشۀ بازماندگان است، هر که رسید ورا به سماع حاجت نیاید؛ از آن چه اندر محل وصل حکم سمع معزول بود؛ که سمع مر خیر را باید و خیر از غایب کنند. چون معاینه شد سماع متلاشی شود.
# - 14
و حصری گوید، رحمه الله علیه: «ایش اعمل بالسماع ینقطع اذا قطع ممن نسمع منه؟ ینبغی ان یکون سماعک متصلا غیر منقطع.»
# - 15
چه کنم سماع را که چون قاری خاموش شود آن منقطع شود؟ چه کنم؟ که چنان باید که سماع به سماع متصل باشد پیوسته که هرگز بریده نگردد و این نشان از اجتماع همت داده است اندر روضۀ محبت که چون بنده بدان درجت برسد همه عالم سماع وی شود از حجر و مدر. و این درجت بزرگ است و الله اعلم بالصواب و الیه المرجع و المآب.
انتخابشده - 16
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «فصل» است.